عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٢ - ١٤٨ - آن كه با نمرود اين احسان كند
اين راه به نان و نوايى برسد.
دينى را از پيش خود اختراع كرد و مردم ساده دل و عوام را به آن دعوت كرد و بيش از آنچه كه مىخواست به نان و نوا رسيد، پس از مدتى پشيمان شد و تصميم به توبه گرفت، پيش خود گفت: آنان كه به من ايمان آوردند، بايد همه را جمع كنم و اعلام نمايم كه من در تمام برنامه هايم دروغ گفتم. همه را جمع كرد و به آنها اعلام نمود، ملت در جوابش گفتند: نه، دين تو دين صحيحى است، ولى خود تو در آيينت دچار شك و وسوسه شدهاى! چون اين وضع را ديد، زنجير غل دارى تهيه كرد و به گردن انداخت و پيش خود گفت: از گردنم بر نمىدارم تا خداى مهربان مرا بيامرزد. به پيامبر زمانش خطاب رسيد كه به او بگو: به عزتم قسم اگر توبهات تا قطع شدن تمام اعضايت ادامه پيدا كنند قبول نخواهم كرد مگر كسانى كه به آيين تو مردهاند. زنده كنى و آنها را از اين گمراهى برهانى!![١]
١٤٧- ابوجهل رسول الله را نديد
از عارف بزرگى پرسيدند: در حق فلان عارف چه مىگويى؟ گفت: هركس او را ببيند، هدايت مىشود و متصل به سعادت مىگردد. گفت: چه گونه است كه ابوجهل، پيامبر ٦ را ديد و متصل به سعادت نشد و از شقاوت نجات نيافت؟! آن عارف آگاه گفت: ابوجهل، رسول الله ٦ را نديد بلكه محمد يتيم عبدالله را مىديد، اگر رسول الله ٦ را مىديد بدون شك از شقاوت مىرهيد و به سعادت مىرسيد»[٢].
١٤٨- آن كه با نمرود اين احسان كند
|
مادر موسى چو موسى را به نيل |
در فكند از گفته رب جليل |
|
[١] - عرفان اسلامى: ٣/ ١٩٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ٣/ ٢٢٣.