عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٧٠ - ٤٥٩ - كدام بنده مخلص؟
٤٥٧- از شدت خوشحالى خنديدم
نقل مىكنند كه: علامه بحرالعلوم بيست و پنج سال خنده نكرد و شاگردان آن بزرگوار در همه حال وى را مغموم و مهموم مىديدند، پس از بيست و پنج سال تبسمى بر لبان مباركشان نقش بست، يكى از شاگردان كه محرم سر بود از سبب آن تبسم پس از بيست وپنج سال پرسيد؛ آن جناب جواب داد: بيست وپنج سال براى ريشه كن كردن ريا از خانه قلب در تلاش بودم تا امروز به توفيق خدا و به كمك عنايت و رحمت او متوجه شدم كه ريشه اين رذيلت از قلبم كنده شده، بدين سبب از شدت خوشحالى خنديدم[١].
٤٥٨- جز زيان و خسارت سودى نبردهاى
سعدى در گلستان مىگويد: عابدى مهمان امير شهر شد، چون از مهمانى برگشت به فرزندش گفت: سفره غذا بياور كه گرسنهام. گفت: پدر مگر در خانه امير غذا نخوردى؟
گفت: چرا ولى به اندازه نخوردم. گفت: پدر به قضاى تمام عباداتت اقدام كن كه در مجلس كم خوردى تا بگويند كمخور است و زياد عبادت كردى تا بگويند عابد است و تو در اين مسير جز زيان و خسارت سودى نبردهاى![٢]
٤٥٩- كدام بنده مخلص؟
يكى از دوستان اهل علم نقل مىكرد: در شهر مقدس مشهد مسجدى بنا شد و در آن مسجد نماز و جلسات مذهبى بر پاگشت، ولى مسجد از فرش لازم و وسايل مورد نياز جلسات خالى بود، در يك نيمه شب كه تمام مردم محل، خواب بودند و خادم مسجد در آن شب در مسجد نبود، شخصى مىآيد و تمام مسجد را با بهترين فرش زينت كرده و به
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٥١.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٥٤.