عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٣١ - ٥٤٤ - انصاف اهل انصاف!
و جانشينى پس از پيامبر ٦ نوشته شده فقط يك سخن از حضرت على بن موسى الرضا عالم آل محمد : نقل مىكنم باشد كه اهل انصاف به انصاف خود تكيه كنند.
عبدالعزيز بن مسلم كه از ياران و ارادتمندان و مخلصان حضرت رضاست مىگويد:
در ابتداى ورودمان به مرو در خدمت امام رضا ٧ در روز جمعه در جامع مرو بوديم، بين مردم در امر امامت پس از پيامبر ٦ سخنان زيادى رد و بدل شد و اختلاف زيادى كه بين مردم در مسئله امامت بود مورد مذاكره قرار گرفت پس از آن جلسه به خدمت مولايم حضرت رضا ٧ رسيدم و داستان مردم را بازگو كردم، حضرت لبخندى زد و فرمود: اى عبدالعزيز! اين مردم جاهل و نادانند و در رأى و عقيده خود كلاه سرشان رفته، به حقيقت خداوند عزوجل جان رسول خدا ٦ را نگرفت مگر اين كه دين را براى او كامل كرد و قرآنى به او عنايت فرمود كه شرح هر چيز در آن است، حلال و حرام و حدود و احكام و آنچه مردم بدان نياز دارند همه را در آن بيان كرد و فرمود:
[ما فرطنا في الكتاب من شيء].
ما چيزى را در كتاب [تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامههاى آفرينش] فروگذار نكردهايم.
در سفر حجة الوداع كه آخر عمر پيامبر ٦ بود آيه سوم سوره مائده را نازل كرد:
[اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا].
امروز [با نصب على بن ابىطالب به ولايت، امامت، حكومت و فرمانروايى بر امت] دينتان را براى شما كامل، و نعمتم را بر شما تمام كردم، و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم.
امر امامت از تمام نعمت است، پيامبر ٦ از دنيا نرفت تا براى همگان همه معالم دين را بيان كرد و راه را براى آنان روشن ساخت و آنها را بر جاده حق واداشت و على ٧ را بر آنان رهبر و پيشوا نمود و از چيزى كه مورد نياز امت باشد صرف نظر نكرد مگر اين كه بيان فرمود، هر كه خيال كند كه خداوند دينش را كامل نكرده، كتاب خدا را رد نموده و هركس