عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦١ - ٦٠ - آيا به غير حق چيزى انتخاب كنم
پس از فراغت از دعا شخصى را ديد كه به طرف او مىآيد، به شقيق سلام كرد و گفت:
همراه من بيا، شقيق حركت كرد و به خانهاى رسيد. در آن خانه ظروفى از طعامهاى رنگارنگ و كارگرانى مشغول پذيرايى را ديد چون از غذا خوردن فارغ شد و قصد رفتن كرد صاحب خانه پرسيد: كجا؟ گفت: مسجد، گفت: ممكن است نامت را بگويى؟ گفت:
شقيق، ناگهان فرياد زد: اين خانه خانه توست و اينان كارگران تواند، من خدمتكار و بنده پدرت بودم، از طرف پدرت تجارت رفتم، چون برگشتم مرده بود، تو را نمىيافتم تا آنچه هست به تو بدهم، اكنون كه تو را يافتم مال خود و غلامانت را برگير.
شقيق گفت: اگر اينان غلامان منند همه در راه خدا آزادند و اگر مال از من است، برداريد و بين خود تقسيم كنيد تا هريك از ندارى درآييد، من نيازى به آنچه در زندگىام زياد است ندارم، نياز من به بىنياز است[١].
٥٩- فقط خدا
ذكر حقيقى است كه هركس به آن آراسته گردد، جز به او نينديشد و جز به خاطر او كارى نكند و اخلاقى جز اخلاق او نداشته باشد.
ابو عبدالله راضى گفت:
پيش «وليد سقا» رفتم و مىخواستم كه در فقير از او سؤال كنم، سربرآورد و گفت: فقير به كسى گفته مىشود كه هرگز جز حق در خاطره او نيامده و در قيامت از عهده آن برآيد[٢].
٦٠- آيا به غير حق چيزى انتخاب كنم
در تفسير قسمتى از آيات سوره «يس» آمده است:
[١] - عرفان اسلامى: ١/ ٣٦٨.
[٢] - عرفان اسلامى: ١/ ٣٦٩.