عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩٥ - ٣٦٩ - برهان الحق، آقاى شيخ مرتضى طالقانى
آن گاه طبيب به خدمتش آمد، خان تبسم كرد و به او گفت: هر چه تو مىدانى من هم مىدانم من چاق شدنى نيستم.
ميرزا مسيح خان رفت، دكتر شافتر خارجى را آورد، دكتر شافتر نسخه نوشت، دواهاى نسخه را از مريضخانه انگليسىها تهيه كرديم، ولى خان آنها را نخورد!!
سه چهار ساعت از شب گذشته بود كه خان گفت رختخواب را رو به قبله كنيد، سپس يك ليوان آب خورد و پس از خوردن آن به ذكر حق مشغول شد و چند لحظه بعد از دام تن و دنيا خلاص شد.
تمام علما در آن شب حاضر شدند، جماعت انبوهى آمده بودند، تشييع مفصلى از او شد و آيت الله آقا نجفى بر او نماز گذارد و در تكيه ترك دفنش كردند رحمة الله عليه رحمة واسعة.
مؤلف كتاب «تاريخ حكما و عرفاى متأخر صدر المتألهين» نزديك به پنجاه و دو نفر از شاگردان خان را نام مىبرد كه هر يك از اعاظم مراجع تقليد و حكما و عرفا و فلاسفه الهى بوده و هر كدام منشأ آثار و بركات عظيمى در پيشبرد فرهنگ الهى و نبوت انبيا و امامت امامان : بودند[١].
٣٦٩- برهان الحق، آقاى شيخ مرتضى طالقانى
اين مرد بزرگ از حكما و اولياى الهى بود، سالها در نجف اشرف مدرسه آقا سيد كاظم يزدى اقامت داشت و براى عاشقان علم، حكمت الهى و فلسفه و معقول مىگفت، قسمتى از حالات آن بزرگ مرد الهى را از زبان شاگرد حكيمش آقاى محمد تقى جعفرى عنايت كنيد:
[١] - عرفان اسلامى: ٩/ ١١٨.