عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٢ - ٣٥٩ - منفعت عظيم اهل شوق و بحث
زندگى آنان درس گرفته و از حال و وضع آنان عبرت گيرند[١].
٣٥٩- منفعت عظيم اهل شوق و بحث
وقتى نزاعى درباره يك قطعه ملك وقفى به حضورش آوردند، عدهاى مدعى بودند كه اين ملك وقف نيست، در حالى كه وقف نامه آن را در صندوقچهاى گذاشته و در محلى مخصوص كه از هر چشمى دور بود دفن كرده بودند. و گروهى مدعى وقف بودند ولى سند و مدركى در دست نداشتند، چند روز اين مرد بزرگ الهى در حكم اين واقعه مادى حيران و سرگردان بود و نمىدانست به كدام طرف حكم كند، طرفين دعوا هم اصرار داشتند مسئله با حكم سيد پايان پذيرد.
رفت و آمد هر روز طرفين دعوا، براى سيد ايجاد مشكل و ناراحتى كرده بود، تا روزى كسى به سوى خانه سيد رفت و در زد، از افراد خانه به پشت در آمد و گفت: كيستى؟
آن مرد گفت: به آقا خبر بده مردى به نام ملا قلى جولا مىخواهد شما را ببيند، درب را باز كردند، ملا قلى وارد خانه شد و به نزد سيد رفت و گفت:
آمدهام به شما بگويم بايد از اينجا سفر كرده و شوشتر را رها نموده به نجف بروى و در آنجا براى هميشه اقامت كنى و بدان كه وقف نامه ملك مورد دعوا در صندوقچهاى در فلان مكان دفن است.
سيد على شوشترى، ملا قلى را تا آن وقت نديده بود و او را به هيچ عنوان نمىشناخت، از دستورهايش يكه خورد، دستور داد موضعى كه گفته بود حفر كردند و وقف نامه را آوردند، پس از اين واقعه عجيب از قضا و قبول مرافعه دست كشيد
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٢٨٦.