عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٢ - ٣٦٥ - مقاومتى شجاعانه
طلب كارهاست بايد ديد چه مقدار به او مىرسد، انصاف آن است كه ما ترك بين تمام طلبكارها به نسبت تقسيم شود، عبدالله متحير شد و به قاضى گفت: خونت را هدر منما.
قاضى گفت: من از طريق انصاف دورى نكنم و راه خطا نپيمايم، عبدالله نزد معتضد آمد و جريان را بيان كرد، معتضد قدرى فكر كرد، سپس گفت: ابوحازم راست گفته است كه من هم يكى از طلبكارانم، او انصاف داده من نيز از طريق انصاف بيرون نروم[١].
٣٦٥- مقاومتى شجاعانه
ابن سكيت دانشمندى بزرگ و شجاع شيعه معاصر متوكل عباسى است، متوكل از جانيان و بيرحمان به نام روزگار است.
متوكل به وقت مستى و شرابخوارى كارهاى بسيار زشتى انجام مىداد، از جمله شير گرسنهاى را به جان بىگناهى مىانداخت و گاهى مار خطرناكى را در آستين افراد جاى مىداد و بسيارى از اوقات كوزه و سبوهاى پر عقرب به گفته او در مجلسش مىشكستند تا عقربها به جان مردم بيفتند!!
ابن سكيت از ائمه شعر و ادب و نحو و لغت و حامل لواى علوم غريبه و از ثقات و افاضل اماميه بغداد و مورد تصديق و توثيق علماى رجال و ارباب سير و با خبر از علوم قرآنيه و از شاگردان فراء و ابن الاعرابى و ابو عمرو شيبانى بود.
داراى چهارده تأليف در علوم مختلفه است، او نسبت به اميرالمؤمنين ٧ شديدا عشق مىورزيد و از خواص اصحاب حضرت جواد و هادى ٨ بود.
يك روز متوكل از او پرسيد: دو فرزند مرا بيشتر مىپسندى يا حسن و حسين و فاطمه را؟!
[١] - عرفان اسلامى: ٩/ ٩٧.