عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٦ - ٣٤٧ - دنيا و اهل آن رادشمن دار
مىبينى و به آنچه در آنجاست نظر مىكنم، اين ميل از من برطرف مىشود.
حضرت داود به رفاقت او داخل آن غار شد، ديد كه يك تختى در آنجا گذاشته است و در روى آن تخت، كله آدمى و پارهاى استخوانهاى نرم شده گذاشته و در پهلوى او لوحى ديد از فولاد و در آنجا نقش است كه من فلان پادشاهم كه هزار سال پادشاهى كردم و هزار شهر بنا كردم و چندين بواكر ازاله بكارت كردم و آخر عمر من اين است كه مىبينى كه خاك فراش من است و سنگ بالش من و كرمان و مارها همسايه منند، پس هر كه زيارت من مىكند، بايد فريفته دنيا نشود، گول او نخورد!![١]
٣٤٧- دنيا و اهل آن رادشمن دار
پيامبر ٦ مىفرمايد:
شب معراج به من خطاب رسيد: اى احمد! دنيا و اهل آن را دشمندار و آخرت و اهل آن را عاشق باش، پرسيدم اهل دنيا كيانند و اهل آخرت چه مردمى هستند؟
خداوند خطاب فرمود:
اين است نشانههاى اهل دنيا:
پرخورى، خنده زياد، خواب بىاندازه، كثرت خشم، قلت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى دربرابر رفتار سويى كه نسبت به ديگران داشته، قبول نكردن عذر خواه، كسالت در طاعت، بىباكى در معصيت، آرزوى دراز، نزديكى مرگ، عدم محاسبه نفس، كم سود، پر حرف، كم ترس، خوشحالى زياد به وقت خوردن، عدم شكر به هنگام راحتى، بىصبرى به وقت بلا و آزمايش، بسيارى مردم به پيش نظرشان كم است و به آنچه كه انجام ندادهاند از خويش ستايش مىكنند، نسبت به آنچه ندارند ادعا
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٢٢٦.