عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧ - ٨ - مواردى از تاريخ اسلام
رسول خدا ٦، به دنبال اصرار ثعلبه دعا كرد. پس از دعاى رسول خدا ٦ زندگى مادى ثعلبه دگرگون و روز به روز ثروتش زيادتر شد. اول چند گوسفند تهيه كرد و مشغول دامدارى شد. به مرور زمان دامنه اموالش چنان وسعت گرفت كه به تدريج شهر مدينه از پاسخ گفتن به نياز او عاجز شد. به همين علت از شهر به بيابان رفت و در آنجا به كار دامدارى مشغول شد و چنان سرگرم اداره كار خود شد كه بر اثر كثرت كار از جمعه و جماعت و زيارت پيامبر ٦ محروم ماند. پس از نزول حكم زكات، به دستور رسول خدا ٦، مأموران جمعآورى زكات به سراغ ثعلبه رفتند و برابر حكم خدا و رسول، از او طلب زكات كردند؛ اما او از دادن زكات بخل ورزيد و در جواب گفت: زكات در رديف جزيهاى است كه از اقليتهاى مذهبى مىگيرند و اين برنامه، زورى است كه بر ما ثروتمندان تحميل مىشود و من از دادن اينگونه مالياتها خود را معذور مىبينم!.
چون خبر بخلورزى او به پيامبر ٦ رسيد دو بار فرمودند: واى بر ثعلبه، واى بر ثعلبه.
او هم چنان به جمع ثروت و اضافه كردن آن مشغول بود، تا تمام ثروت از كفش رفت و هم چنان كه قرآن فرموده به سوء عاقبت دچار شد[١].
٨- مواردى از تاريخ اسلام
«زبير» يكى از رجال برجسته اسلام بود، او در يارى پيامبر ٦ و جهاد فى سبيل الله سهمى به سزا داشت.
در يكى از جنگها شمشيرش شكست، پيامبر ٦ بلافاصله چوبى را برداشت و به دو طرف آن دست كشيد، با عنايت خدا تبديل به شمشيرى شد و آن را به زبير سپرد. زبير به
[١] - عرفان اسلامى: ١/ ١٦٥.