عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٦ - ٨٦ - به اندازه سفرتان توشه برداريد
٨٥- قلت عمل در برابر كثرت ثواب
مىگويند: گروهى به عيادت مريضى رفتند، در ميان آنان جوان لاغر اندامى بود، مريض به او گفت: اين لاغرى تو از چيست؟ پاسخ داد: علتش امراض و اسقام است.
گفت: تو را به خدا قسم حقيقت حالت را به من بگو. جوان گفت: شيرينى دنيا را چشيدم تلخ بود، زر و زيورش نزدم كوچك است، طلا و سنگش پيشم يكسان است، گويى عرش حق را براى تماشايم ظاهر كردهاند و من آن را آن چنان كه هست مىبينم، رفتن مردم را به سوى بهشت و جهنم مشاهده مىكنم، با تماشاى اين حقايق روزم به روزه مىگذرد و شبم به بيدارى، در آنچه هستم، از عبادت و عمل به چشمم نمىآيد؛ زيرا عملم در برابر ثواب حق بسيار كم است[١]!!
٨٦- به اندازه سفرتان توشه برداريد
مىگويند: گروهى براى مقصدى بار سفر بستند، راه را گم كردند؛ به محل بندهاى از بندگان حق رسيدند كه از ديوان و غولان آدمنما فرار كرده و به كنجى به عبادت و تصفيه باطن مشغول بود. فرياد زدند اى بنده حق! ما راه را گم كردهايم، چنانچه مىدانى بنمايان!
با سر به سوى آسمان اشاره كرد، مردم قصدش را درك نكردند. گفتند: ما راه را از تو مىپرسيم آيا جواب ما را مىدهى يا نه؟ گفت: بپرسيد اما زيادهروى در سخن نداشته باشيد، روز رفته برنمىگردد و عمر گذشته بدست نمىآيد، طالب حق بايد سرعت در بدست آوردن داشته باشد.
قوم از سخن او تعجب كردند، گفتند: اى بنده حق! خلايق بر چه مبنايى نزد پروردگار محشور مىشوند؟ گفت: بر نياتشان، گفتند: ما را وصيت كن. گفت: به اندازه سفرتان
[١] - عرفان اسلامى: ٢/ ٢١٨.