عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٢٢ - ٣٩٧ - بينا دل نابينا
بر سر سفره آنان بود به تكذيب آيات حق و واقعيتها برخاسته و راه اسراف و تبذير و ظلم و فساد و جرم پيش گرفتند و خيال نمىكردند كه بر اثر آن همه جنايت، روزى به دست انتقام مالك ارض و سما بيفتند و دماغ آنان با رسيدن عذاب سخت الهى به خاك مذلت ماليده شود!![١]
٣٩٧- بينا دل نابينا
در اينجا لازم است از بينادلى كه دو چشم خود را در جبهه حق عليه باطل از دست داده بود و در عين نابينايى ظاهر، به دفاع از حق تا لحظات آخر عمر ادامه مىداد و يك لحظهاش از هزاران چشمدار بىتوجه برتر بود ياد شود.
او عبدالله عفيف آن مرد عاشق و فرزانه و آن مجاهد بزرگوار و كريم است كه فيض محضر رسول اكرم ٦ را يافته بود.
پس از رسول اكرم ٦ هماره با على مرتضى ٧ بود تا جايى كه در راه حمايت از حق يك چشمش را در جمل و ديده ديگرش را در صفين از دست داد.
او با دل نورانى و روشنش شب و روز در كوفه به عبادت خدا مشغول بود و از اين كه به خاطر نابينايى نتوانست براى يارى حضرت سيدالشهدا در كربلا حاضر شود سخت ناراحت بود، ولى عاقبت در راه امام مظلومان و سرور شهيدان شهيد شد و نام مبارك خود را جاودانه كرد.
چگونگى شهادتش بدين قرار است: پس از شهادت امام و اسارت اهل بيت : روزى به عادت هميشگىاش براى عبادت به مسجد كوفه آمد، در اين وقت احساس كرد گروهى وارد مسجد شدند. آن گاه پسر زياد آن جرثومه آلودگى به منبر رفت و در كمال بىشرمى
[١] - عرفان اسلامى: ٩/ ٢٨٥.