عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٨ - ٢٧٢ - داستانى شگفت از مبارزه با نفس
مبارك شديد و مبارك شد در شما، چون شب آخر شود فرياد كنند، اى عباد خدا! بر شما بشارت باد كه خداوند شما را آمرزيد و توبه شما را قبول كرد، بنگريد كه پس از اين ماه زندگى را چگونه از سر مىگيريد[١].
٢٧١- زكات بدن
نبى اكرم ٦ به اصحاب فرمودند:
شما را به چيزى خبر دهم كه اگر عمل كرديد شيطان از شما دور شود به مانند دورى مشرق از مغرب؟ عرضه داشتند: آرى، فرمودند: روزه رويش را سياه مىكند، صدقه پشتش را مىشكند، حب فى الله و كمك به عمل صالح او را مستأصل و بيچاره مىكند، استغفار رگ قلبش را مىگيرد و براى هر چيزى زكات است زكات بدنها روزه است[٢].
٢٧٢- داستانى شگفت از مبارزه با نفس
سال ١٣٦٤ هجرى شمسى در اصفهان براى سخنرانى دعوت شده بودم.
مىدانستم اصفهان روزگارى مركز زندگى بسيارى از اولياى خدا و عالمان كامل بود.
شهر، شهر حكيمان، فقيهان، فيلسوفان، عارفان، عاشقان، كاملان و شهيدان خداست، بر همگان لازم است كه اين حيثيات و سرمايههاى اين شهر را حفظ كنند.
در مدت اقامتم، عاشقانه به دنبال زيارت قبور مردان الهى، يا آنان كه چهرههاى الهى را زيارت كرده، بودم.
بيشتر گشتم، كمتر موفق شدم، سرمايههاى عظيم از دنيا رفته بودند، در گوشه و كنار شهر به ندرت كسانى پيدا مىشدند كه يا خود اهل حال بودند يا با اهل حال گذشته سر
[١] - عرفان اسلامى: ٦/ ٢٥٥.
[٢] - عرفان اسلامى: ٦/ ٢٦٣.