عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥١ - ٤٣٢ - درياى تعجب
از وضع آن زن، سخت به تعجب آمده بودم. به فرزندانش گفتم: اين زن با كمال كه نمونه او را نديده بودم و نشنيده بودم كيست؟ جواب دادند: اى مرد! اين زن حضرت فضه خادمه حضرت زهرا ٣ است كه بيست سال است خارج از قرآن سخن نگفته است!!
آرى، قرآن، احسن سخن و احسن قصص و احسن قانون است كه هر كس در تمام امور زندگى هماهنگ با اين كتاب باشد داراى احسن قول و احسن عمل و احسن اخلاق و احسن اجر و مزد است[١].
٤٣٢- درياى تعجب
با كمال تأسف بسيارى از شعرا كه از نظر هنر شعرى بسيار عالى بودند، مغز خدا داده خود را بجاى اين كه صرف معارف بلند الهى و حكمتهاى خداوندى كنند، صرف مدح شاهان و اميران و دبيران و وزيرانى كردند كه يا از بزرگترين ستمكاران و ظالمان تاريخ بودند و يا نوكر و برده و دست نشانده ظالمان روى زمين بودند.
مداحىهايى كه براى شاهان قاجار شده براى هيچ پيغمبر و امامى نشده است.
اينان در اشعار خود آنان را سايه خدا، مالك رقاب خلق، موجود عدالتگستر، خليفه الهى، موجود مافوق موجودات، اسلام پناه و... به حساب كشيدند و از اين طريق بر غرور و كبرشان افزودند و ملت و مملكتى را به خاك سياه نشاندند، در حالى كه آنان يا سايه شيطان يا خود شيطان بودند و با كمال ذلت برده نفس خويش و ظلمگستر و خليفه ابليس و مادون حيوان و مخرب دين خدا به حساب مىآمدند كه عمل و كردارشان جز اين عنوانهاى منفى را به دنبال نمىكشيد!
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٤٨.