عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٨٢ - ٤٨٠ - بردبارى ملا مهدى نراقى
روز عيد فطر با هزاران نفر نماز عيد را در صحن مطهر حضرت مولى الموحدين بجاى آورد، فقيرى دل شكسته كه از شدت فقر و ندارى كارد به استخوانش رسيده بود به محضر او آمد و اظهار حاجت كرد و گفت: از فطريهاى كه مردم نزد شما آوردهاند به من كمك كن كه سخت محتاجم.
آنجناب فرمود: من تمام فطريهها را به محل خودش رساندم و اكنون از آن پول چيزى نزد من نيست، نيازمند دچار عصبانيت شد، آب دهن به روى آن مرجع بزرگ انداخت و گفت: تو كه از كمك به هم چون منى عاجزى چرا بر اين مسند نشستهاى؟!
كاشف الغطا آب دهان آن مرد را به روى و به محاسن خود كشيد، آن گاه برخاست و عبا از دوش خويش برداشت و روى به جانب نمازگزاران كرد و گفت: هر كس مرا دوست دارد به اندازه وسعش در اين عبا پول بريزد، آن گاه خود آن جناب در صف نمازگزاران گشت و براى آن فقير كمك قابل توجهى از مردم گرفت!![١]
٤٨٠- بردبارى ملا مهدى نراقى
پس از آن كه ملا مهدى كتاب با ارزش «جامع السعادات» را در اخلاق نوشت و نسخههاى آن در مناطق مسلماننشين پخش شد، نسخهاى از آن كتاب به دست بزرگ مرد شيعه، جامع فضايل و كمالات سيد مهدى بحرالعلوم كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود رسيد.
سيد از ديدن آن كتاب در شگفت شد و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينهپر قيمت موفق گردد.
ملا مهدى نراقى در آتش اشتياق زيارت ائمه طاهرين : مىسوخت، از خداى بزرگ
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٢٨٣.