عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦٤ - ٤٤٧ - داستانى عجيب از غيبت
و از عملش سخت پشيمان شده به خداوند باز مىگردد و خدا وى را مىپذيرد، اما غيبتكننده تا غيبت شونده را راضى نكند آمرزيده نمىشود[١].
٤٤٥- اينان غيبت مىكردند
پيامبر ٦ مىفرمايد: شب معراج گروهى را ديدم كه با ناخنهاى خود چنگ به صورت مىزنند و روى خود را خراش مىدهند. به جبرائيل گفتم: اينان كيانند؟ گفت:
كسانى هستند كه از مردم غيبت مىكردند و عرض مردم را به باد مىدادند[٢].
٤٤٦- از وى غيبت نكن
سليم بن جابر مىگويد: به پيامبر ٦ عرض كردم: چيزى به من بياموز كه نفع خدايى برم، حضرت فرمود: چيزى از خوبى را كوچك مشمار گرچه ريختن جرعه آبى از دلوت در ظرف تشنه باشد و با برادرت با حسن خلق روبرو شو و چون غايب شد از وى غيبت مكن[٣].
٤٤٧- داستانى عجيب از غيبت
انس بن مالك مىگويد: روزى رسول خدا ٦ امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند.
مردم روزه گرفتند، چون غروب شد هر روزهدارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد.
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٢٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٢٧.
[٣] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٢٧.