عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٥ - ١٠٢ - محاكم تفتيش عقايد
دانش به صلاح كليسا و اربابانش نبود؛ زيرا بيدارى ملتها، به حكومت شيطانىشان- كه زير پرده دين پنهان شده بود- خاتمه مىداد. پاپها و كشيشان چندى پس از عيسى به كتمان حق عادت كرده بودند و تحريف حقايق طبيعت دوم آنان شده بود، اينان به هنگام ظهور اسلام هم، از اين دو جنايت فروگذار نبودند، به وقت حركت علمى اروپا، بنا گذاشتند با علم و عالم به مخالفت برخيزند و هرچه را مطابق كتب دينى تحريف شده خود نديدند نابود كنند؛ اگر كتمان حق و تحريف حقايق در كار نبود، مخالفت با علم هم پيش نمىآمد و وضع تاريخ غير از اين بود، آنها باعث شدند كه چهره دين به طور مطلق مورد نفرت قرار بگيرد، آنها اكثريت مردم روى زمين را به مسئله خدا و قيامت و اخلاق بدبين كردند و اسلام هم در بين مسلمانان از خطر و جنايت آنان درامان نماند؛ آنها كارى كردند كه در دنيا وانمود شد دين با علم و پيشرفت و تمدن مخالف است؛ اين عقيده كه محصول مظالم كليسا بود به ممالك اسلامى هم سرايت كرد و جامعه اسلامى را از اسلام دور كرد، مسلمانان هم تصور كردند راه رسيدن به تمدن جدايى از دين است؛ گرمى و حرارت اين عقيده به آنان اجازه نداد كه فكر كنند، كدام دين مانع علم و پيشرفت است، دين خالص يا دين تحريف شده.
اسلام-/ كه به طور خالص در قرآن و روايات صحيح منعكس است-/ علت بيدارى، علم، استقلال، آزادى، شرف، آبرو، خير دنيا و آخرت است، ولى دين تحريف شده به طور صددرصد مانع ترقى و پيشرفت و بلكه علت بدبختى است!!
ولى پاپها و كشيشها به غارت، شهوت، حكومت، خيانت و پليدى خو كرده بودند، هوى بر آنان حاكم بود، هوسپرستى دين آنان بود و به فرموده قرآن معبود، معشوقى جز هوى نداشتند، با اين كه عالم به بعضى از حقايق بودند، ولى هوى مانع از اين بود كه بتوانند به علم خود عمل كنند!!
به خاطر هوى و هوس به برپا شدن محاكم تفتيش عقايد دستور دادند و به عنوان