عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦٧ - ٥٥٢ - برگرد نزد مادرت
در خدمت حضرت صادق ٧ بودم، مردى وارد شد و سلام كرد، آن حضرت از او پرسيد: برادرانى كه دنبال خود گذاردى چگونهاند؟ آن مرد همشهريانش را ستود و به پاكى ياد كرد و از آنان تعريف زيادى نمود، حضرت فرمود: ثروتمندان آنان از بينوايان چگونه ديدار كنند؟ گفت: اندك، فرمود: توانگرشان از نيازمندشان چه اندازه سركشى و بازرسى نمايد؟ عرضه داشت: كم، فرمود: پولدارشان از مستمندانشان چقدر دستگيرى كند؟ جواب داد: شما اخلاقى را يادآورى مىكنيد كه بسيار كم است، آن هم در مردمى كه ما داريم، حضرت فرمود: پس تو چگونه معتقدى كه آنان به راستى شيعه هستند؟!![١]
٥٥١- مادرت
امام صادق ٧ فرمود: مردى به محضر پيامبر ٦ آمد و عرضه داشت:
يا رسول الله! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمود: مادرت. دوباره پرسيد: به كه نيكى كنم؟
فرمود: مادرت. باز پرسيد: به كه خوبى كنم؟ فرمود: مادرت. سپس پرسيد: به چه كسى نيكى نمايم؟ فرمود: پدرت[٢].
٥٥٢- برگرد نزد مادرت
جابر مىگويد: مردى به پيامبر ٦ گفت: جوان بانشاطى هستم و عاشق جهاد ولى مادرى دارم كه از جهت رفتن من ناراحت است، فرمود: برگرد نزد مادرت، به آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرد، انس يك شب او به تو از جهاد يك سال در راه خدا براى تو بهتر است[٣].
[١] - عرفان اسلامى: ١١/ ٣٠٩.
[٢] - عرفان اسلامى: ١١/ ٣٣٠.
[٣] - عرفان اسلامى: ١١/ ٣٣١.