عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦٥ - ٥٤٨ - زهد اميرالمؤمنين
آنان كه مىگويند كه پيامبر ٦ براى بعد از خود جانشين معين نكرد و امر خلافت را به انتخاب ملت گذاشت، دروغى مىگويند كه گوش آفرينش تاكنون نمونه اين دروغ را نشنيده است و بعد از اين هم نخواهد شنيد و بدون شك آنچه ظلم و جنايت و خيانت و گناه پس از پيامبر ٦ در تمام جهان تا قيامت واقع مىشود به گردن آن دروغ زنهاى بىنظير است، من نمىدانم كورى چشم و كرى گوش و سنگينى و تاريكى قلب در اينان چه مقدار است، آيا اينان اين هزاران كتاب شيعه و سنى را در اين زمينه نديدهاند كه اگر بگوييم نديدهاند ما هم مانند آنان دروغ گفتهايم، ديدهاند ولى به خدا قسم از شدت حسد و كينه و نفاق نسبت به حق و حقيقت بدون شك و ترديد عناد مىورزند!!
آنچه از حسنات و فضايل و كمالات و حقايق در على ٧ تجلى دارد در امامان بعد از او كه يازده فرزند اويند تجلى دارد، شما براى تماشاى چهره نورانى آن بزرگواران مىتوانيد به كتب مربوطه مراجعه كنيد كه اين جزوه ناچيز استعداد بازگو كردن شخصيت والاى آنان را ندارد.
|
در حقيقت جان ندارد هركسى جانان ندارد |
هركسى جانان ندارد در حقيقت جان ندارد |
|
|
كيست دلبر آن كه بىعشقش دلى تسكين نيابد |
كيست جانان آن كه بىمهرش كسى ايمان ندارد |
|
|
مرتضى شاه ولايت شير يزدان زوج زهرا |
كاسمان بين چو رويش افسرى تابان ندارد |
|
|
درد جسم است آن كه درمانش بود نزد طبيبان |
درد روح الا تولاى على درمان ندارد |
|
|
زانبيا و اوليا و اوصياى پاك دامن |
كيست آن كه مرتضى را دست بر دامان ندارد |
|