عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٤٤ - ٤٢٤ - اين مرد ديوانه است
بر تو ننوازد.
مرد از مقايسه آن گفتار حكيمانه با رفتار جنونآميز در حيرت شد و از داستان او جويا گشت.
خردمند ديوانه نما گفت: اين گروه مىخواستند تا دين مرا تباه كنند اما من تباهى عقل خويش را بهانه كردم تا دين خود را محفوظ دارم[١].
٤٢٣- سلامت دين
خليفه دوم، عمرو بن العاص حاكم مصر را فرمان داد تا كعب بن ضنه را به مقام قضاى آن سامان بگمارد، حاكم مصر چون فرمان خليفه را دريافت كرد عين نامه را نزد كعب فرستاد.
كعب چون از مضمون نامه آگاه شد گفت: به خدا قسم! كسى كه خداى او را از جاهليت و مهالك نجات بخشيده هرگز دوباره خويش را به آن ورطه در نمىافكند، سپس با كمال صراحت اقتراح خليفه را رد كرد[٢].
٤٢٤- اين مرد ديوانه است
قاسم بن وليد همدانى چون از طرف يوسف بن عمر حاكم عصر و ناحيه خود به قضا فرا خوانده شد، چارهاى جز اظهار جنون نديد و براى فرار از اين مسؤوليت در ميان كوى و برزن موى ريش خود را يك سر بكند و روغن در چشمان خود ريخت و در چنين وضع و حالت نزد حاكم شد، حاكم چون موضوع را بديد گفت: اين مرد ديوانه است و در خور
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٣٧.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٣٨.