عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٣٠ - ٤٠٤ - تا از مرگ غفلت نكنيم
شوم و به تو متوجه گردم از عنايتش محروم گردم و ديگر دعايم را اجابت ننمايد!
ذوالقرنين فرمود: اگر مرا همراهى كنى تمام خواستههايت را اجابت مىكنم، عرضه داشت: من حاضرم همه جا با تو باشم به شرط آن كه چهار چيز برايم ضمانت كنى:
اول: صحتى كه هرگز بيمارى از پس آن نباشد.
دوم: نعمتى كه زوال نداشته باشد.
سوم: جوانى و قدرتى كه پيرى و سستى در آن ديده نشود.
چهارم: حياتى كه مرگ نداشته باشد.
ذوالقرنين گفت: مرا هرگز بر اين امور قدرت نيست، عابد گفت: پس من از كسى كه تمام امور در تحت قدرت اوست دست برنمىدارم و به شخصى كه مثل خود من عاجز و محتاج به غير است تكيه نمىنمايم[١].
٤٠٤- تا از مرگ غفلت نكنيم
حضرت ذوالقرنين عبورش به مردمى افتاد كه هر كس مردگان خود را جلوى خانهاش دفن كرده است، سبب اين كار را پرسيد؛ گفتند: براى آن است كه هر صبح و شام نظرمان بر قبور اشخاصى كه مثل ما بودهاند و با آنها زندگى كرده بوديم بيفتد تا از مرگ غفلت نكنيم و به فكر عاقبت كار خويش باشيم؛ زيرا مىدانيم كه يك روزى ما هم مانند آنان مقيم برزخ خواهيم شد!!
از طرفى ديد منازل آنان درب ندارد، پرسيد اين چه وضع است؟ جواب دادند: براى آن كه بين ما دزد و خائن نيست، خداوند به هر كس هر چه عطا كرده به همان قانع است و هرگز دست به طرف مال كسى دراز نمىكند و ما را حاكم و پادشاه نيست؛ زيرا همه ما
[١] - عرفان اسلامى: ٩/ ٣٦٤.