عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٠ - ٦٦ - معناى رضا در كلام مولوى
به او فرمود: چگونه صبح كردى؟ گفت: يا رسول الله در حال يقين.
رسول خدا ٦ از گفته او در شگفت شد و فرمود: براى هر يقينى حقيقت و علامتى است، حقيقت يقين تو چيست؟ جواب داد: يقين من آن است كه مرا در غم فرو برده و شبم را به بىخوابى كشيده و روز گرمم را به تحمل تشنگى واداشته، جانم از دنيا و آنچه در اوست به تنگ آمده و روىگردان شده تا جايى كه مىبينم عرش خداوندم براى حساب برپاست و همه مردم بر آن محشورند و من در ميان آنانم، گويا مىنگرم به اهل بهشت كه در نعمتاند و با يكديگر در تعارف و به پشتىها تكيه زدهاند و گويا مىنگرم دوزخيان را كه زير شكنجهايند و فرياد مىكنند! خيال مىكنى من الآن لغزه آتش دوزخ را مىشنوم كه در گوشم مىگردد و مىچرخد.
رسول خدا ٦ به اصحابش فرمود: اين بندهاى است كه خدا دلش را به نور ايمان روشن كرده. سپس فرمود: اى جوان! آنچه دارى از آن با شدت نگهدارى كن.
سپس جوان گفت: يا رسول الله! دعا كن كه به همراه تو شربت شهادت بنوشم، پيامبر ٦ برايش دعا كرد، چيزى نگذشت كه در يكى از جنگها پس از نه تن شهيد شد و او نفر دهم بود[١].
٦٦- معناى رضا در كلام مولوى
مولوى در توضيح مسئله رضا مىگويد:
بهلول به يك مرد الهى مىرسد و از او مىپرسد: در چه حالى؟ مرا هم از حالت خود آگاه كن. آن مرد الهى مىگويد: شما از حال كسى مىپرسيد كه همواره جهان به مراد او مىگردد اين است حال من، آن همه سيلابها و جويبارها و ستارگان فروزان طبق خواسته
[١] - عرفان اسلامى: ١/ ٣٩٣.