عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٢ - ٣٢٦ - به خاموشى ادامه مىدادند
حالتان چطور است؟ گويند: اگر ما را رها كنى بخير است، ومىگويند: خدا را خدا را درباره ما و او را قسم مىدهند و مىگويند: همانا به خاطر تو يا ثواب گيريم يا به عذاب الهى دچار شويم[١].
٣٢٤- ده سال خاموشى
وشاء مىگويد: از حضرت رضا ٧ شنيدم مىفرمود: هر مردى از بنى اسرائيل مىخواست عابد شود، پيش از آن ده سال خاموشى اختيار مىكرد[٢].
٣٢٥- خاموشان نجات يافتند
ربيع بن خثيم در ابتداى هر روز كاغذى در پيش روى مىنهاد و هر چه از دهانش خارج مىشد مىنوشت، چون شب مىرسيد نوشته را مىخواند و نفس خود را با آن نوشته محاسبه مىكرد و مىگفت: آه! خاموشان نجات يافتند و ما بسيار گويان در بدبختى مانديم[٣].
٣٢٦- به خاموشى ادامه مىدادند
بعضى از اصحاب رسول خدا ٦ سنگريزهاى در دهان مىگذاشتند و چون مىخواستند حرف بزنند فكر مىكردند، اگر آن حرف براى خدا و در راه خدا و لوجه الله بود، سنگريزه را در آورده و آن حرف الهى را مىزدند و سپس به خاموشى فرو مىرفتند و اگر پس از فكر مىيافتند كه آن حرف براى خدا نيست، سنگ ريزه را بيرون نمىآوردند
[١] - عرفان اسلامى: ٨/ ٣٠.
[٢] - عرفان اسلامى: ٨/ ٣٠.
[٣] - عرفان اسلامى: ٨/ ٣٩.