عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٠ - ١٦٦ - پاى سخنان ابوذر
و وقتى دچار تنگدستى سخت بود مىگفت: «الحمد لله على كل حال».
در هر حالى كه بود شاكر بود، خداى مهربان هم در هر حال نسبت به آنجناب، رب كريم بود و كرم او با هركه باشد، اقتضا مىكند كه آن شخص از نظر دين در عين سلامت بود و از شر هر گناه و پليدى در امان باشد و تنگى معيشت يا ناراحتىهاى ديگر او را از ياد خدا غافل نكند!![١]
١٦٦- پاى سخنان ابوذر
در روايت آمده: وقتى ابوذر غفارى به مكه مكرمه آمد كنار درب بيت الله ايستاد و از مردمى كه از اطراف ممالك اسلامى به حج آمده بودند دعوت كرد براى شنيدن سخنان او اجتماع كنند.
پس از اجتماع مردم فرمود: اى مردم! مىدانيد كه من جندب غفارى هستم و نسبت به شما خيرخواه و مهربانم. اى مردم! هرگاه يكى از شما اراده سفر كند، همانا از زاد و توشه آن قدر بردارد كه در آن سفر به آن محتاج و نيازمند است و از برداشتن زاد و راحله و بردن با خود هيچ چارهاى ندارد، هرگاه امر سفر دنيا كه خيلى معمولى است چنين باشد، پس برداشتن زاد و توشه براى سفر آخرت سزاوارتر است!
مردى در ميان جمعيت گفت: ابوذر! ما را به زاد و توشه سفر آخرت راهنمايى كن.
فرمود: براى دفع رنج روز نشور، روزه بگيريد و براى عظائم امور، حج واقعى گذاريد و براى برطرف كردن وحشت قبر، در دل شب دو ركعت نماز خالص براى حضرت رب به جاى آوريد[٢].
[١] - عرفان اسلامى: ٣/ ٤٢٠.
[٢] - عرفان اسلامى: ٤/ ١٥.