عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩١ - ١٩٤ - در راه خدمت به خلق
گفت: آرى، با آنكه پنجاه تومان در آن زمان پول زيادى بود و با آن مىتوانستند كار عمدهاى انجام دهند، ولى آن مرد بزرگوار در راه رضاى محبوب حاضر به پرداخت آن پول بود.
آرى، عاشق الله جان و مال را فقط براى حضرت او مىخواهد، مال و جان اگر در راه او نباشد، مال و جان نيست و بال و بار شيطانى است.
عاشق جز به معشوق و محب جز به محبوب فكر نمىكند، جان و مال عنايت خداست و بايد خرج خدا شود.
در صورتى كه مال در راه دوست مصرف شود، براى انسان سودمند است ورنه در برزخ و قيامت جز بار سنگين و عذاب مهلك چيز ديگرى براى انسان نيست.
اهل حال و اهل خدا جز خدا نمىشناسند و سراپايى جز دلبر نمىدانند، آنان هرچه مىخواهند براى او مىخواهند و هرچه انجام مىدهند براى او انجام مىدهند.
عمر و وقت و زمان را فقط براى او مىخواهند، فدا كردن مال و جان در راه او براى آنان سهل است. عشق براى آنان چيزى جز خدا باقى نگذاشته، آنچه مربوط به محبوب آنان نيست از آن روى گردانند و هرچه در ارتباط با محبوب آنان است، به جان و دل به طرف آن مىدوند.
به قول يكى از شعراى معاصر:
|
به جان دوست كه گر عالم و هر آنچه در اوست |
دهند من ندهم نقد دولت غم دوست |
|
|
نهاده پا به ره پيشگاه عشق كسى |
كه پشت پا زده بر روزگار و آنچه در اوست |
|
|
تفاوتى نكند خواه درد، خواه دوا |
ز دوست هرچه رسد در مذاق جان نيكوست |
|