عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٠ - ٢٩٧ - زين العابدين
خداى خود دست داده.
نكو بنگر اى بنده ناچيز شكسته! و اى موجود ضعيف افتاده! كه كجايى و چه مىكنى، پاداشى را كه خداى بزرگ بر اين برنامه عالى قرار داده ضايع مكن و عهدى كه با دوست بستهاى مشكن، آگاهى و ميدانى كه روى گردانى از امر او گناه و معصيت است و مخالفت با فرمانش بزرگترين عامل شكستن پيمان تو با اوست.
سپس فرمود: اى شبلى! آن زمان كه در مقام ابراهيم ايستادى، اراده داشتى كه از آن هنگام به بعد كنار هر فرمانى از فرامين الهى ايستادى مقاومت كنى و تا فرمانش را نبرى از پاى ننشينى و از هر گناهى دورى جسته و خويشتندار باشى؟ گفت: نه.
فرمود: به هنگام نماز در آن مقام بزرگ عزم داشتى كه از خطوط بندگى ابراهيم پيروى كنى و دماغ شيطان را به خاك بمالى؟ گفت: نه.
فرمود: پس در حقيقت در مقام ابراهيم نايستاده و در آن جاى مقدس نماز بجا نياوردهاى.
فرمود: كنار آب زمزم رفتى و از آن چشمه آب نوشيدى؟ گفت: آرى.
فرمود: نيت داشتى كه هم اكنون كنار مرز عبادت رسيده و بايد از آن پس چشم از گناه پوشيد؟ گفت: نه.
فرمود: در واقع بر سر آن چاه نرفته و از آبش نياشاميدهاى.
آن گاه فرمود: بين صفا و مروه سعى كردى؟ گفت: آرى.
فرمود: در آن وقت نيت داشتى كه در حال بيم و اميد در پيشگاه الهى قدم مىزنى، در انديشه اين كه آيا مرا مىپذيرند يا نه رفت و آمد مىكردى؟ گفت: نه.
فرمود: در حقيقت سعى صفا و مروه نكرده و در آن جايگاه باعظمت قدم نزدهاى.
سپس فرمود: اى شبلى! آيا به سرزمين منى رفتى؟ گفت: آرى.
فرمود: در آنجا توجه داشتى كه مردم مسلمان را از خطر دست و زبانت ايمن