عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٤٨ - ٤٣١ - داستانى عجيب از انسانى عجيب
گفتم: جنى يا آدم؟ جواب داد:
[يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد].
اى فرزندان آدم! [هنگام هر نماز و] در هر مسجدى، آرايش و زينت [مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان] همراه خود برگيريد.
از قرائت اين آيه درك كردم كه از آدميان است.
گفتم: از كجا مىآيى؟ پاسخ داد:
[ينادون من مكان بعيد].
اينانند كه [گويى] از جايى دور ندايشان مىدهند.
از خواندن اين آيه پى بردم كه از راه دور مىآيد.
گفتم: كجا مىروى؟ جواب داد:
[و لله على الناس حج البيت من استطاع إليه سبيلا].
و خدا را حقى ثابت و لازم بر عهده مردم است كه [براى اداى مناسك حج] آهنگ آن خانه كنند، [البته] كسانى كه [از جهت سلامت جسمى و توانمندى مالى و باز بودن مسير] بتوانند به سوى آن راه يابند.
فهميدم قصد خانه خدا دارد.
گفتم: چند روز است حركت كردهاى؟ پاسخ داد:
[و لقد خلقنا السماوات و الأرض و ما بينهما في ستة أيام].
همانا ما آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم، و هيچ رنج و درماندگى به ما نرسيد.
فهميدم شش روز است از شهر خود حركت كرده و به سوى مكه معظمه مىرود.
پرسيدم: غذا خوردهاى؟ جواب داد:
[و ما جعلناهم جسدا لا يأكلون الطعام].