عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٣ - ٢٤٧ - حضور معصوم بر بالين مؤمن محتضر
ملكالموت عرض مؤمن را به حق عرضه مىدارد، خداوند مىفرمايد: از جاى او در بهشت دسته گلى چيده و براى بو كردن به او عطا كن، سپس پرده را كنار بزن تا جاى خويش را در بهشت ببيند، اگر به مشاهده كردن مقام خود و بوييدن بوى گل از گلستان بهشتى راضى به موت شد او را قبض روح كن ورنه وسيله ديگرى براى رضايتش فراهم كنم.
مؤمن چون آن اوضاع را ببيند راضى به موت شود، ولى بعضى از مؤمنان كه از مقامات روحى بلندترى برخوردارند با ديدن بهشت و بوييدن آن دسته گل راضى به موت نمىشوند و علاقه دارند جهت تهيه توشه بيشتر براى آخرت خود در دنيا به مانند.
چون ملكالموت عدم رضايت آنان را به موت اعلام مىكند خداوند مىفرمايد: به بالينش حاضر شو كه اين بار براى حركت به آخرت آمده است! چون ملكالموت براى مرتبه سوم به بالين مؤمن مىآيد، مىبيند پيامبر اسلام ٦ از طرف راست و على ٧ از طرف چپ و حسن و حسين ٨ از دو طرف پاى محتضر و حضرت زهرا ٣ و ساير ائمه : گرداگرد او صف كشيده و روح پاك افرادى چون سلمان و ابوذر آنجا حاضر است، ملكالموت مىگويد: خوشا بحال تو اى مؤمن كه پيامبر و اوصياى او همه به ديدنت آمدهاند، اگر اجازه دهى تو را قبض روح كنم كه با آنها در بهشت برين قدم گذارى، محتضر مىگويد: زود مرا قبض روح كن؛ زيرا با آمدن مواليانم موت بر من گوارا است، پس ملك الموت در كمال محبت و آسانى وى را قبض روح مىكند![١]
٢٤٧- حضور معصوم بر بالين مؤمن محتضر
«سفينة البحار» از حارث اعور همدانى نقل شده است كه:
[١] - عرفان اسلامى: ٦/ ١٠٥.