عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٣ - ١٧٠ - زن قبل از اسلام
|
ره تن را بزن تا جان بماند |
ببند اين ديو تا ايمان بماند |
|
|
قبايى را كه سر مغرور دارد |
تن آن بهتر كه از خود دور دارد[١] |
|
١٧٠- زن قبل از اسلام
ملل بىخبر از مكتب وحى درباره زن مىگفتند: زن وسيلهاى است براى اداره زندگى مرد كه هم چون يكى از وسايل در اختيارش گذاشته شده و وظيفه او تهيه كردن اسباب خوشى و هوس رانى مرد و زاييدن فرزند و خدمت در خانواده است!!
براى اين جنس، خواندن و نوشتن، تعليم و تعلم و فهميدن خطرناك است، از خانه بيرون رفتن او مطلقا موجب فساد است، براى او جايى بهتر از چهار ديوار خانه نيست، نبايد هيچ گونه اختيارى داشته باشد، در برابر مرد- كه فعال ما يشاء است- بايد موجودى بىاراده باشد!
در ممالك مسيحى كار تفريط در نظريه نسبت به جنس زن به جايى رسيده بود كه مىگفتند:
زن را بايد مانند دهان سگ دهنه بند زد و مىگفتند: روح زن از روح ملكوتى جداست و بحث داشتند كه آيا روح او بشرى هست يا نه؟!
در آفريقا زن، حكم كالا و ثروت را داشت و براى مرد به منزله گاو و گوسفند بود.
هركس زن بيشترى داشت در حقيقت ثروتمندتر بود، خريد و فروش زن و بكار گرفتن او براى شخم زدن زمين امرى عادى بود!
[١] - عرفان اسلامى: ٤/ ٣٩.