عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٥٩ - ٢٥٦ - دو داستان از مرحوم محدث
٢٥٤- مگو كار از كار گذشته
ميسر مىگويد: حضرت صادق ٧ به من فرمود، در پيشگاه حضرت حق دعا كن و مگو كار از كار گذشته، آنچه مقدر شده همان مىشود و براى دعا اثرى نيست.
همانا نزد خداوند عزوجل منزلت و مقامى است كه به آن نتوان رسيد مگر به دعا و گدايى، اگر بندهاى دهان خود را ببندد و دعا نكند چيزى نصيبش نمىشود، پس دعا كن تا به تو عنايت شود، اى ميسر هيچ درى نيست كه كوبيده شود مگر اين كه اميد آن هست كه به روى كوبنده باز شود[١].
٢٥٥- هفتاد سال تب به سراغم نيامده
دوستى داشتم عاشق دين و دلسوز مسائل الهى، داراى هفتاد سال عمر، به من گفت:
وقتى كه عمرم قريب به ده سال بود، گرفتار تب سوزنده سختى شدم، طب و طبيب از علاجم عاجز شد، پدرم مرا در آغوش گرفت و نزد سيدى بيدار و صاحب نفسى با حال برد و داستان رنج مرا براى او بازگفت، آن مرد سرى به جانب آسمان برداشت، آن گاه روى به من كرد و گفت: اى تب سوزنده! او را رها كن. لحظهاى نگذشت كه تب مرا رها كرد و تا اين زمان كه هفتاد سال از عمرم گذشته تب به سراغم نيامده[٢].
٢٥٦- دو داستان از مرحوم محدث
فرزند مرحوم محدث قمى صاحب كتب ارزندهاى چون «سفينة البحار»، «مفاتيح الجنان» و «الكنى و الالقاب» و... برايم نقل كرد، پدرم دچار چشم درد شديدى شد، اطباى عراق از علاجش عاجز شدند، روزى از مادرم خواست كتاب «الكافى» را به او
[١] - عرفان اسلامى: ٦/ ١٩٥.
[٢] - عرفان اسلامى: ٦/ ٢٠١.