عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٩٣ - ٥٨٢ - مجلسى و حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام در برزخ
گفتم ولى پس از نقل داستان حبهاى از آن برنج باقى نماند!![١]
٥٨١- مسألهاى مهم از عالم برزخ
ملا مهدى نراقى- كه از شدت ورع و پاكى و سلامت و تقوا، چشم برزخى پيدا كرده بود- مىگويد:
روز عيدى به قبرستان به زيارت اموات رفتم، بر سر قبر مردهاى ايستادم و گفتم: عيدى من كو؟
شب آن روز چهرهاى باصفا و نورانى را در عالم خواب مشاهده كردم به من گفت: فردا كنار قبر من بيا تا تو را عيدى دهم.
صبح از پى آن خواب رفتم، چون به سر آن قبر رسيدم عالم برزخ براى من كشف شد، در اين هنگام باغى عجيب با دار و درختى كه هرگز چشمم نظيرش را نديده بود مشاهده كردم، وسط باغ قصرى بسيار با عظمت قرار داشت. مرا به درون قصر دعوت كردند، چون وارد شدم شخصى با عظمت بر تختى مرصع ديدم، بدو گفتم: از كدام طايفهاى؟ پاسخ داد: از گروه عبادتكنندگان، گفتم: كيستى؟ جواب داد: از قصابان منطقه نراق، بدو گفتم: از كجا به اين مقام رسيدى؟ گفت: سلامت در كسب و نماز جماعت اول وقت!![٢]
٥٨٢- مجلسى و حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام در برزخ
حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام از سادات محترم آذربايجان و از بزرگترين علماى آن ناحيه در شهر تبريز بود و داراى يازده كتاب علمى.
[١] - عرفان اسلامى: ١٢/ ١٩١.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٢/ ١٩٢.