عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٣ - ٢١٦ - زكريا بن آدم و احترام او
شد و به نماز ايستاد، ولى ركوع و سجودش را آن چنان به سرعت خواند كه در حقيقت ركوع و سجود نبود. پيامبر فرمود: همانند كلاغى كه نوك بزند نماز را بجاى آورد، اگر با اين نماز از دنيا برود بر غير دين من از دنيا رفته![١]
٢١٥- بنده مرا به بهشت ببريد
امام صادق ٧ مىفرمايد: پيرمردى را در قيامت حاضر مىكنند، سپس پرونده او را به دستش مىدهند، پرونده به صورتى است كه مردم آن را مىبينند و در آن جز بدىهاى او را نمىنگرند؛ اين برنامه به طول مىانجامد تا پيرمرد به حضرت حق مىگويد: امر مىكنى كه مرا به آتش ببرند؟ خطاب مىرسد: اى پيرمرد! من حيا مىكنم كه تو را عذاب كنم در حالى كه در دنيا براى من نماز خواندى، اى ملائكه من! بنده مرا به بهشت ببريد[٢].
٢١٦- زكريا بن آدم و احترام او
درباره زكريا بن آدم كه از اصحاب بزرگوار حضرت رضا ٧ است مىخوانيم كه:
على بن مسيب به حضرت رضا ٧ عرضه داشت: راهم به شما دور است و هر وقت بخواهم دسترسى به شما ندارم، معالم دينم را از چه كسى تعليم بگيرم؟ حضرت فرمودند: از زكريا بن آدم قمى كه بر دين و دنياى شما از جانب من امين است.
زكريا بن آدم به حضرت رضا ٧ عرضه داشت:
يابن رسول الله! تصميم دارم از مردم شهرم جدايى كرده و به جاى ديگر روم؛ زيرا در ميان آنان نادان زياد است. حضرت فرمود: اين كار را نكن؛ زيرا به احترام تو بلا از اهل قم دفع مىشود، چنانچه به احترام حضرت موسى بن جعفر بلا از اهل بغداد دفع
[١] - عرفان اسلامى: ٥/ ٥٩.
[٢] - عرفان اسلامى: ٥/ ٧٢.