عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦٧ - ٤٥٥ - حديثى عجيب در عبادت خالصانه
دوزخ بريد.
ديگرى را بياورند و گويند: چه طاعت دارى؟ گويد: علم و قرآن بياموختم و رنج بسيار بردم، گويند: دروغگويى، براى آن آموختى تا گويند: فلان مرد عالم است، بگيريد وى را به دوزخ ببريد[١].
٤٥٣- ذرهاى ريا
رسول ٦ گفت: خداى نپذيرد كردارى كه اندر وى يك ذره ريا بود. معاذ همى گريست، عمر گفت: چرا همى گريى؟ گفت: از رسول ٦ شنيدم اندك ريا شرك است و گفت: مرائى را روز قيامت ندا كنند و آواز دهند يا مرائى يا نابكار يا غدار! كردارت ضايع شد و مزدت باطل شد برو و مزد از آن كس طلب كن كه كار براى وى كردى[٢].
٤٥٤- چرا همى گريى؟
شداد بن اوس گويد: رسول ٦ را ديدم كه همى گريست. گفتم: يا رسول الله! چرا همى گريى؟ گفت: همى ترسم كه امت من شرك آورند نه آن كه بت پرستند يا ماه و آفتاب ليكن عبادت بر او به ريا كنند[٣].
٤٥٥- حديثى عجيب در عبادت خالصانه
رسول ٦ گفت: چون حق تعالى زمين را بيافريد بلرزيد كوه را بيافريد تا وى را فروگرفت ملايك گفتند: هيچ چيز نيافريد حق تعالى قوىتر از كوه.
پس آهن رابيافريد تا كوه راببريد، گفتند: آهن قوىتر است، آتش را بيافريد تا آهن را
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٤٦.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٤٧.
[٣] - عرفان اسلامى: ١٠/ ١٤٨.