عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦ - ٧ - ثعلبة بن حاطب
٧- ثعلبة بن حاطب
[و منهم من عاهد الله لئن آتانا من فضله لنصدقن و لنكونن من الصالحين\* فلما آتاهم من فضله بخلوا به و تولوا و هم معرضون\* فأعقبهم نفاقا في قلوبهم إلى يوم يلقونه بما أخلفوا الله ما وعدوه و بما كانوا يكذبون].
از منافقان كسانى هستند كه با خدا پيمان بستند، چنان چه خدا از فضل و احسانش به ما عطا كند، يقينا صدقه خواهيم داد و از شايستگان خواهيم شد.\* هنگامى كه خدا از فضل و احسانش به آنان عطا كرد نسبت به [هزينه كردن] آن [در راه خدا] بخل ورزيدند و اعراضكنان [از پيمانشان] روى گرداندند.\* پس براى آن كه به وعدههاى خود با خدا وفا نكردند، و به سبب آن كه همواره دروغ مىگفتند، نفاقى [ثابت] را در دلهايشان تا روزىكه خدا را ملاقات كنند، باقى گذاشت.
مفسران نوشتهاند، اين آيات درباره «ثعلبة بن حاطب» كه فردى از انصار بود نازل شده است و داستان او چنين است:
ثعلبه كه مردى فقير بود و از ثروت بهرهاى نداشت روزى به پيامبر ٦ عرضه داشت:
اى رسول خدا! برايم دعا كن، خداوند به من ثروتى عنايت كند. پيامبر ٦ فرمود: اى ثعلبه! مقدار مالى كه در اختيار توست، اگر به اداى شكرش برخيزى؛ براى تو بهتر است از ثروتى كه نتوانى مسئوليت آن را تحمل كنى. آيا دوست ندارى از زندگى پيامبرت درس بگيرى؟
اى ثعلبه! به خدا اگر اراده كنم كوهها برايم طلا و نقره مىشود؛ اما بهترين زندگى آن است كه در آن عفاف و كفاف باشد و بهترين مال آن است كه انسان
بتواند شكرش را به جاى آورد.
ثعلبه به بيان رسول خدا ٦ قانع نشد و با اصرار از پيامبر ٦ تقاضاى دعا كرد و به حضرت عرضه داشت: به آن خدايى كه تو را مبعوث به رسالت كرده است، اگر ثروتى به من عطا شود، به هر كس در ثروت من حق دارد حقش را ادا خواهم كرد.