عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥٣ - ٤٣٤ - با هم به ستيز برنخيزيد
اين مدح، زيبنده آن شاه ممدوح نيست، مطالب قصيده سراسر بوى شرك و كفر و نفاق دارد و گاهى مسائلى در آن است كه تنها در خور حضرت حق است و بس.
رسول اسلام ٦ فرمود:
اذا رأيتم المداحين فاحثوا فى وجوههم التراب.
چون ستايشگران را ديديد، خاك بر صورتشان بپاشيد[١].
٤٣٣- خدايا تو داناترى
عدهاى در برابر اميرالمؤمنين ٧ حضرت را مدح كردند، امام ٧ به پيشگاه حق عرضه داشتند:
خدايا! تو از من بر من داناترى و من از آنان بر خود آگاهترم، خدايا! مرا به آنچه بر من گمان دارند بهتر قرار ده و از آنچه از من نمىدانند بر من ببخش[٢].
٤٣٤- با هم به ستيز برنخيزيد
عدم پذيرش حق نوعى از تكبر است و مراء و جدال مستلزم چنين حالتى است.
از ابى دردا و واثله و انس روايت شده:
روزى پيامبر اسلام ٦ بر ما وارد شد، در حالى كه ما راجع به يكى از مسائل دينى سرگرم بحث و مجادله و ستيزهجويى بوديم.
رسول خدا ٦ چنان خشمگين شد كه شدت خشم او براى ما بىسابقه بود، سپس فرمود:
ملتهايى پيش از شما به علت جدال و ستيزهجويى گرفتار انحطاط و نابودى شدند، از
[١] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٧٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ١٠/ ٧٥.