عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٩ - ٢٢٤ - اويس قرن در آيينه عبادت
درياب و ساخته مرگ باش و اعداد زاد و راحله كن كه سفرى بس دراز در پيش دارى. گفتم:
اى اويس! اراده كجا دارى؟ گفت: در طلب من خويش را به زحمت ميفكن و نشان مكان من مجوى. گفتم: معيشت تو چگونه باشد؟ گفت: اف باد بر اين دلها كه شك بر آنها غالب است و پند نپذيرد.
ديگر بار از او تمناى وصيت كردم. گفت: تا توانى در تحصيل معرفت سعى كن و براى يافتن حقيقت كوشش نماى كه لحظهاى از پروردگار غافل نباشى كه اگر خداى را به عبادت آسمانيان و زمينيان پرستش كنى تا به او يقين نداشته باشى از تو پذيرفته نخواهد شد.
گفتم: چگونه باورش كنم؟ گفت: ايمن باشى بدانچه تو را موجود است و در پرستش او به چيز ديگر مشغول نباشى.
اين بگفت و روانه شد و من از قفاى او همى نگريستم و همى گريستم تا از نظر من غايب گشت و ديگر كسى او را ديدار نكرد تا زمانى كه على ٧ آهنگ جنگ با معاويه ستمپيشه كرد، آن وقت در لشكرگاه حاضر شد و به ملازمت مولاى عارفان درآمد. على ٧ به قدوم او شاد خاطر گشت. در ركاب اميرالمؤمنين ٧ به جهاد و پيكار در راه خدا برخاست تا به فيض عظيم شهادت در راه دوست نايل آمد.
اين مرد بزرگ الهى و تربيت شده مكتب رسول اسلام ٦ و فيض گرفته از امير مؤمنان در معرفت و شناسايى حضرت رب العزه به جايى رسيده بود كه بعضى از شبها را به ركوع بسر برد و برخى از شبها را به سجود به پايان رساند. به او گفتند: اين چه زحمت است كه بر خود مىدارى؟ گفت: اين راحت من است. اى كاش از ازل تا ابد يك شب بودى و من به يك ركوع يا به يك سجود به پايان مىبردمى و اين به اين خاطر مىكنم كه شايد مثل آسمانيان خدا را پرستش كرده باشم[١].
[١] - عرفان اسلامى: ٥/ ١٤٥.