عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣ - ٢٥ - از عجايبى كه ديدهاى برايم بازگو كن
٢٣- گفتگوى حضرت سجاد ٧ با جابر در مسئله عبادت
نوشتهاند:
حضرت سكينه جابر بن عبدالله انصارى را طلبيد و به او فرمود: شما مورد محبت و احترام خانواده ما هستى، از شما مىخواهم با برادرم حضرت سجاد ٧ ملاقات كرده و از خودت از او بخواهى در گريه و عبادتش تخفيف دهد؛ زيرا همه ما بر جان او ترسناكيم!!
جابر مىگويد: به محضر حضرت زين العابدين ٧ مشرف شدم و خواسته خود را با آن بزرگوار در ميان گذاشتم. امام به خدمتكار خانه فرمود، آن كتاب را بياور خدمتكار كتاب را به امام داد و حضرت سجاد ٧ هم كتاب را در برابر من گذاشت و فرمود: در اين كتاب از عبادات پدرم على ياد شده است، آن را بخوان تا از من تقاضاى كم كردن عبادت نكنى، اى جابر! عبادت من كجا و عبادت پدرم على كجا[١].
٢٤- تواضع در برابر حق
در شب عرفات از فضيل پرسيدند: حال اين مردمان را چگونه مىبينى؟ گفت: همه آمرزيدهاند اگر من در ميان ايشان نبودمى!![٢]
٢٥- از عجايبى كه ديدهاى برايم بازگو كن
استاد اخلاق، مرحوم حاج شيخ محمود ياسرى رحمه الله مىفرمود:
پيامبر اسلام ٦ به جبرئيل فرمود: از عجايبى كه ديدهاى برايم بازگو.
امين وحى گفت: در زمانهاى گذشته، در حالى كه بنا بود به يكى از انبياى خدا نازل
[١] - عرفان اسلامى: ١/ ٢١٥.
[٢] - عرفان اسلامى: ١/ ٢١٦.