عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٥٦ - ٥٤٨ - زهد اميرالمؤمنين
حجتى قوى و براى سالكان مسلك عشق بهترين راهنما بود.
او كوهى بود كه هيچ طوفان و بادى وى را نلرزاند و به فرموده رسول خدا ٦: از نظر بدن معمولى بود ولى در امر حق بسيار قوى و نيرومند جلوه مىكرد. خود را كوچك مىشمرد ولى در پيشگاه حق بسيار بزرگ بود، زمين مهمانى عزيزتر و از نظر معنويت بزرگتر از او به ياد نداشت، در كار حق اهمال نمىكرد و پناه طمع زورمندان و زورگويان نبود، ضعيف ذليل نزدش قوى و عزيز بود و تا حقش را از ستمگر نمىگرفت از پاى نمىنشست قوى عزيز كه بىجهت قوى بود نزدش ذليل مىنمود و تا حق مظلوم را از وى نمىستاند او را رها نمىكرد، نزديك و دور نزدش مساوى بودند، شخصيت آن حضرت حق و صدق و رفق بود، قولش حكمت و كارش بردبارى و احتياط و رأيش دانش و بينش و براى اسلام بهترين تكيهگاه و براى حل مشكلات بهترين حلال و براى خاموش كردن شعلههاى سركش كفر و بىدينى قوىترين خاموش كننده و براى ايمان و اسلام و مردم مؤمن پناهگاه و براى دشمنان غيظ و غلظت بود.
|
هركس تو را شناخت غم از جان و سر نداشت |
سر داد و سر زپاى تو يك لحظه برنداشت |
|
|
عشق رخت به خرمن عشاق بىقرار |
افروخت آتشى كه خموشى دگر نداشت |
|
|
داند خدا كه شعله عشق تو گر نبود |
كانون پر شراره هستى شرر نداشت |
|
|
اى ماه من زمانه پس از ختم انبيا |
بهتر ز ذات پاك تو ديگر پسر نداشت |
|
|
باشد خدا على و تو را نيز نام اوست |
شاخ حيات از تو گلى خوبتر نداشت |
|
رسول خدا ٦ به او فرمود:
يا على! آن چنان كه خداوند تو را مزين فرموده، احدى از بندگانش را زينت نداده آن هم زينتى كه از هر زينتى در نزد او محبوبتر است.
نسبت به دنيايى كه نردبان آخرت نيست قلبت را به زهد و بىرغبتى آراسته و آن چنان دنيا را مبغوض تو قرار داده، فقرا و نيازمندان و محتاجان و آنان را كه دستشان از به دست آوردن دنياى زياد كوتاه است محبوب تو قرار داده، تا جائىكه دل نورانيت به داشتن چنان پيروانى كه دنبال حرام نيستند و هم چون خود تو زاهدند خوشحال و قلب آنان نيز از داشتن چون تو امامى خشنود است.
يا على! خوشا به حال آنان كه عاشق تواند و با تو برخوردى صادقانه و راستين دارند و واى به حال كسانى كه دشمن تواند و آنان را با تو برخوردى غير صادقانه است، عاشقانت برادران دينى تواند و در همنشينى با تو در بهشت، دشمنانت در قيامت در جايگاه دروغگويانند و اهل عذاب[١].
٥٤٨- زهد اميرالمؤمنين ٧
حضرت على ٧ با اين كه دستش از مال دنيا تهى نبود و در امر فلاحت و تجارت سرآمد مردم روزگار مىنمود و مدتى كه رهبرى جامعه را به عهده داشت خزانه مملكتش انباشته از درهم و دينار بود، در عين حال از نظر پوشاك و خوراك، روزگارش را در كمال سادگى و بىرغبتى به لذايذ جسمى مىگذراند و آنچه از فضل حضرت دوست نصيبش مىشد پس از قناعت كردن به ضرورى زندگى با دوست معامله مىكرد.
عبدالله بن ابى هذيل مىگويد:
[١] - عرفان اسلامى: ١١/ ٢٨١.