عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٥٤ - ٥٤٧ - فروغى از شخصيت حضرت مولى الموحدين
يقينش به حقايق افضل يقين و زحمتش در راه اسلام مافوق طاقت و عبادتش در پيشگاه حق مافوق همه عبادتها و قلبش مركز همه اسرار و روحش جامع همه ارواح است!
|
من ار به قبله رو كنم به عشق روى او كنم |
اقامه صلاة را به گفتگوى او كنم |
|
|
گر از وطن سفر كنم سفر به سوى او كنم |
ز حج بيت بگذرم طواف كوى او كنم |
|
كز احترام مولدشحرم شدست محترم
|
الا كه رحمت آيتى ز رحمت على بود |
همه كتاب انبيا حكايت على بود |
|
|
بهشت و هرچه اندرو عنايت على بود |
اجل نعمت خدا ولايت على بود |
|
در اين ولا بگو نعم كه هست اعظم نعم
|
بهشت را بهشتهام بهشت من على بود |
على است آن كه از رخش بهشت منجلىبود |
|
|
به غير ديده داشتن نشان احولى بود |
كسى است عاشق ولى كه ناظر ولى بود |
|
به دست ديگران دهد كليد گلشن ارم
او گرچه از ازل در علم حق اول مسلمان حقيقى بود، در ظاهر حيات هم در برگشت رسول الهى از غار حرا به روز اول بعثت اول شخص از مردان بود كه به رهبر اسلام تسليم شد و در آن وقت سيزده بهار از عمر گرانمايه او بيشتر نگذشته بود.
ايمانش به خدا و رسول و معاد خالصترين ايمان و باورش شديدترين باور و در برابر