عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٣ - ٨٢ - هرجا كه رفتم حق تعالى مىديد
و دست انسان را از دامن سعادت جدا خواهد كرد[١].
٨١- خوش به حال كسى كه نفسش رام شد
در كتاب با ارزش «نهج البلاغة» نقل شده است كه:
جنازهاى را به گورستان مىبردند، حضرت اميرالمؤمنين على ٧ شنيد مردى مىخندد، خندهاى كه ناشى از غفلت بود. فرمود: گويا مردن بر غير ما نوشته شده و خيال مىكنى كه حق در اين دنيا بر غير ما لازم گشته و مىپندارى مردههايى كه مىبينيم مسافرانى هستند كه به زودى به سوى ما بازمىگردند، ايشان را در قبرهايشان مىگذاريم و اموالشان را مىخوريم مثل اين كه ما پس از آنها جاويد خواهيم ماند. واى بر ما، مرگ مردم كه براى ما پند و عبرت است فراموش كردهايم و به هر آفت و زيانى گرفتار آمدهايم.
خوش به حال كسى كه نفسش رام شد و عمل و كردارش پاك و شايسته و قصدش پسنديده و اخلاقش نيكو گشت و زيادى مالش را در راه خدا صدقه داد و زيادهگويى زبانش را مهار نمود، از آزار مردم خوددارى كرد و سنت پيامبر ٦ بر او سخت نيامد و به بدعت نسبت داده نشد[٢].
٨٢- هرجا كه رفتم حق تعالى مىديد
جنيد بغدادى، مريدى داشت كه او را از همه عزيزتر مىداشت. ديگران را غيرت آمد.
شيخ به فراست بدانست، گفت: ادب و فهم او از همه زيادت است، ما را نظر بر آن است، امتحان كنيم تا شما را معلوم شود.
[١] - عرفان اسلامى: ٢/ ١٨٢.
[٢] - عرفان اسلامى: ٢/ ١٨٤.