عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٤ - ٣٥٩ - منفعت عظيم اهل شوق و بحث
مرحوم سيد اصلا اصفهانى بوده، ولى نشو و نماى وى در كربلاى معلا بود و بعد از ادراك و رشد به تحصيل ادبيات پرداخته و چنانچه از انواع مراسلاتى كه به شاگردان و ارادت كيشان خويش نگاشته، پيداست قلمى شيوا و بيانى معجزآسا داشته.
پس از تكميل ادبيات وارد علوم دينيه گرديده و سرانجام به حوزه درس مرحوم آخوند ملا كاظم خراسانى رضوان الله عليه ملحق شده و دوره تعلم علوم ظاهرى را در تحت تربيت ايشان انجام داده و اخيرا در بوته تربيت و تهذيب مرحوم آية الحق و استاد وقت، شيخ بزرگوار آخوند ملا حسينقلى همدانى قدس سره قرار گرفته و ساليان دراز در ملازمت مرحوم آخوند بوده و از همگنان گوى سبقت ربوده و بالاخره در صف اول و طبقه نخستين تلامذه و تربيت يافتگان ايشان مستقر گرديد و در علوم ظاهرى و باطنى مكانى مكين و مقامى امين اشغال نمود و بعد از درگذشت مرحوم آخوند، در عتبه مقدس نجف اشرف اقامت گزيده و به درس فقه اشتغال ورزيده و در معارف الهيه و تربيت و تكميل مردم يد بيضا نشان مىداد.
جمع كثيرى از بزرگان و وارستگان به يمن تربيت و تكميل آن بزرگوار، قدم در دائره كمال گذاشته، پشت پاى به بساط طبيعت زده و از سكانداران خلد و محرمان حريم قرب شدند كه از آن جمله است سيد اجل آيت حق و نادره دهر، عالم عابد فقيه محدث شاعر مفلق مرحوم حاج ميرزا على قاضى طباطبايى تبريزى كه در معارف الهيه و فقه و حديث و اخلاق، استاد اين ناچيز مىباشد!!
خوانندگان ارجمند! با تمام وجود به اين داستان عجيب دقت كنيد، عاشق شايقى مثل ملا قلى جولا از سيد شوشترى مىخواهد به نجف برو، سيد با كمال شوق و عشق به درس فقه شيخ انصارى مىرود، شيخ با محبتى جانانه به درس اخلاق سيد مىرود، شيخ و سيد با آن شوق و عشق، آخوند ملا حسين قلى همدانى را تربيت مىكنند. او با كمال شوق و در عين عشق سيصد نفر را تا سر حد اولياى خدايى به كمال مىرساند، يكى از