عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧١ - ٦٦ - معناى رضا در كلام مولوى
او حركت مىكنند، زندگى و مرگ نمودهاى هستى مانند مأموران عالى رتبه او هستند كه كو به كو و نقطه به نقطه به حركت درآمدهاند، حال كسى را مىپرسى كه هرجا بخواهد دلدارى، وهرجا كه بخواهد تبريك وتهنيت مىفرستد.
سالكان راه حق و حقيقت مطابق خواسته او سير مىكنند و درماندگان راه تكامل هم در دام او محبوسند، هيچ دندانى بدون رضا و فرمان او در دهان كسى نمىجنبد و بدون ميل او برگى از درخت به زمين نمىافتد و بدون اراده او هيچكس رهسپار ديار مرگ نمىگردد.
بهلول مىگويد: اى مرد الهى! راست مىگويى، از شكوه و حشمت و قيافه تو پيداست، تو همان شخصى كه مىگويى، بلكه صد مرتبه بالاتر، ولى براى من هم چگونگى و علت اين حالت شگفتانگيز روحى را روشن كن تا مردم با فضل و فضول پيشهگان هم از دل و جان اين وضع را كه توصيف كردى بپذيرند.
اگر گوينده كامل سفره حقايق را باز كند، هرگونه غذا در سفره او پيدا خواهد شد، تا هيچ ميهمانى بىغذا نماند و هركس خوراك شايسته خود را بخورد، مانند قرآن كه داراى هفت بطن است و همه مردم از خاص و عام مىتوانند غذاى روح خود را از آن هفت بطن دريابند.
آن مرد الهى گفت: اين مسئله پيش عموم مردم يقين است كه هستى پيرو امر الهى است، هيچ برگى بدون قضا و حكم آن خداوند بزرگ بر زمين نمىافتد، او خدايى است كه تا به غذا دستور ورود به گلو ندهد، لقمه به گلو وارد نمىگردد.
جنبش و فعاليت تمايلات و مىخواهمها كه زمام امور آدمى را به دست گرفتهاند در مقابل امر آن خداى بىنياز رام و تسليماند، بدون فرمان ازلى نافذ خداوند، امكان ندارد كه ذرهاى در زمين و آسمانها به حركت درآيد و يا چرخى به گردش آيد.
كيست كه بتواند همه رگهاى درختان را بشمارد؟ هيچكس؛ زيرا بىنهايت در گفتگوى محدود هرگز نمىگنجد. به طور خلاصه بگويم: هيچ كارى به جز با امر پروردگار صورت