عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣٧ - ٣٤٧ - دنيا و اهل آن رادشمن دار
مىكنند، احسان خود را بازگو كرده و از گفتن بدىهاى مردم پروا ندارند، نيكى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مىكنند!
عرضه داشتم: غير از اين عيوب، براى اهل دنيا عيب ديگرى هم هست؟ خطاب رسيد: عيب اهل دنيا زياد است، جهل و حماقتشان بسيار و نسبت به استادان خود متكبر و پيش خود عاقل، ولى نزد عارفان احمقند.
اما اهل آخرت:
داراى چهرههايى شرمگين، كثير الحيا، كم حمق و وجودشان پرمنفعت و مكرشان كم است.
مردم از آنان در راحت، ولى آنان براى راحت مردم در رنج، داراى كلامى موزون و سنگين و حسابگر نفس، در مسير برنامههاى مثبت، اهل رنج و زحمت.
چشمشان خواب، ولى دلشان بيدار است، ديدگانى پر اشك و قلبى ذاكر دارند.
به وقتى كه نام مردم را در ديوان غفلت مىنويسند، آنان را در دفتر ذاكران ثبت نام مىكنند.
در ابتداى نعمت سپاس گزارند و در انتهاى آن شاكرند، دعايشان مرفوع و سخنشان مسموع است، ملائكه به آنان شادند، خواستههاشان در سراپرده ملكوت در گردش و خداوند عاشق شنيدن گفتار آنان است، چنانچه پدر عاشق شنيدن كلام فرزند.
چشم به هم زدنى از ياد حق باز نمىمانند و به زيادى غذا ميل ندارند، از پرحرفى گريزانند و لباس آنان اندك است، مردم نزد آنان مرده و حضرت حق پيش آنان زنده و پايدار و كريم است.
فراريان را با آقايى و كرامت مىخوانند و برگشتگان را با مهربانى مىخواهند.
دنيا و آخرت نزدشان يكى است، مردم يكبار مىميرند، ولى آنان به خاطر رياضت و مجاهده نفس و مخالفت با هوا، روزى هفتاد بار با مرگ روبرو مىشوند، از حركت باد