عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٩٣ - ٣٦٨ - جهانگير خان قشقايى يا اعجوبه مبارزه با نفس
كه پس از مرحوم آيت الله حايرى به تقويت حوزه پر بركت قم برخاست و از تأثير نفس گرم او حوزه هفتصد نفرى قم داراى ده هزار محصل در رشتههاى گوناگون علوم اسلامى شد.
حوزه قم پس از آن، صداى اسلام را به گوش جهانيان رساند و چشمهاى اهل دل را از اطراف و اكناف جهان بدين ناحيه دوخت.
در اين حوزه دانشمندان بزرگى در علوم فقه، اصول، ادب، كلام، تفسير، تاريخ، خطابه و نويسندگى تربيت شدند.
مرحوم فسايى درباره جهانگيرخان مىگويد:
با اين كه در مراتب علميه سرآمد ارباب عمائم است، از لباس بزرگان ايلات از سر تا پا بيرون نرفت، او مانند افراد ايل كلاه و زلف دارد.
حاج شيخ عيسى بن فتح الله شاگرد خان مىگويد: سركار خان، موى بلند مىداشتى و به حنا خضاب مىفرمودى.
جناب خان به حاج شيخ عيسى فرموده بود: زمينى دارم به قشقايى و از مال الاجاره آن چهل تومان است به يك سال، زندگى خويش را تأمين مىكنم.
استاد جلال الدين همايى كه به يك واسطه، شاگرد آن مرحوم بود درباره خان مىگفته:
جهانگيرخان در اثر شخصيت بارز علمى و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقى و حسن تدبير حكيمانه كه همه در وجود او مجتمع بود، تحصيل فلسفه را كه مابين علما و طلاب قديم سخت موهون و با كفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامى به كلى نجات داد و آن را در سرپوش درس فقه و اخلاق، چندان رايج و مطلوب ساخت كه نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت و تهمت نبود، بلكه مايه افتخار و مباهات مىشد.
وى معمولا يكى دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچى سه درس پشت سر هم مىگفت كه درس اولش شرح لمعه و بعد از آن شرح منظومه و سپس درس اخلاق بود و بدين ترتيب فلسفه را در حشو فقه و اخلاق به خورد طلاب مىداد.