عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٥٦٢ - ٥٤٨ - زهد اميرالمؤمنين
|
آن قلعه گشايى كه در قلعه خيبر |
بركند به يك حمله و بگشود على بود |
|
|
چندان كه در آفاق نظر كردم و ديدم |
از راه يقين در همه موجود على بود |
|
|
اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است |
تا هست على باشد و تا بود على بود |
|
|
سر دو جهان جمله ز پيدا و ز پنهان |
شمس الحق تبريز كه بنمود على بود |
|
واحدى باز در تفسيرش مىنويسد:
چهار درهم نصيب على ٧ شد، يك درهمش را شب و يك درهمش را روز و يك درهم را در پنهانى و درهم ديگر را آشكار به راه خداوند صدقه داد، از پى اين واقعيت كه همراه با نيتى صادقانه و الهى بود اين آيت نازل گشت:
[الذين ينفقون أموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم أجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون].
كسانى كه [چون على بن أبىطالب ٧] اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مىكنند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است؛ و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مىشوند.
پيامبر اسلام ٦ فرمود:
هركس كه مىخواهد آدم را در علمش و نوح را در فهمش و يحيى بن زكريا را در زهدش و موسى را در شجاعت و دليريش بنگرد، پس بايد به على نظر كند.
امام مجتبى ٧ يك روز پس از درگذشت آن حضرت در بين مردم حاضر شد و فرمود:
ديروز مردى از ميان شما رفت كه در علم و دانش در سابقين نظير نداشت و در عمل