شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٩ - پرسيدن موسى از حق سر غلبه ظالمان را
آن در نماز گزاران زنان است كه بايد در واپسين صف قرار گيرند. (احاديث مثنوى، ص ٦٠، نيز نگاه كنيد به: جواهر الكلام، كتاب الصلاة) و در بحار الانوار از دعائم الاسلام آورده است: «إِذا صَلَّى النِّساءُ مَعَ الرِّجالِ قُمنَ فِى آخِر الصُّفُوفِ ...» (بحار الانوار، ج ٨٥، ص ١١٢) عقلِ پست: عقل معاش، عقلى كه در پى اصلاح دنياست.
خر عيسى: شارحان را در تفسير خر عيسى خلاف است. نيكلسون آن را جسم عيسى گرفته است كه مسخّر قدرت او گرديد. انقروى آن را به معنى لغوى كلمه گرفته است و نويسد. در حديثى آمده است از چار پايان ده رأس به بهشت مىروند: ناقه رسول، اشتر صالح، كَبش اسماعيل، حُوت يونس، گاو موسى، هُدهُد بلقيس، نَمله سليمان، سگ اصحاب كهف، حمار عُزير، و مركب عيسى.
مأخذ اين حديث را نيافتم ولى مجلسى از تفسير على بن ابراهيم از حضرت رضا (ع) آرد كه از بهيمهها جز سه رأس به بهشت در نشود: خر بلعم باعورا، سگ اصحاب كهف، و گرگى كه فرزند شرطه پادشاه را كه به كشتن گروهى از مؤمنان مأمور شده بود خورد تا نتواند مأموريت خود را انجام دهد. احتمال مىرود، مولانا هر دو مفهوم را در نظر داشته است ليكن ظهور بيشتر لفظ در جسم است مقابل جان و از عيسى مطلق جان را قصد دارد هر چند در آن به شخص عيسى نيز به مطلق ولى و شمس بخصوص تلميحى دارد.
زَفت: ستبر، قوى.
نحيف: لاغر.
خربها: كنايت از كم ارزش.
چنان كه اشارت شد خر رمز نفس است و عيسى رمز روح. براى رهايى از شر نفس بايد آن را با رياضت و عبادت به فرمان آورد و لاغر ساخت تا مسخّر روح گردد.
|
چونى اى عيسىِّ عيسى دم ز رنج |
كه نبود اندر جهان بىمار گنج |
|
|
چونى اى عيسى ز ديدار جهود |
چونى اى يوسف ز مكّارِ و حسود |
|
|
تو شب و روز از پى اين قوم غُمر |
چون شب و روزى مدد بخشاى عُمر |
|
|
چونى از صفراييان بىهنر |
چه هنر زايد ز صفرا؟ درد سَر |
|