شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٨ - آمدن دوستان به بيمارستان جهت پرسش ذا النون مصرى رحمة الله عليه
كار و كيا: كنايت از قدرت، فرمانروايى. «كار و كيا با سفيهان بودن» متأثر است از فرمودهى امير المؤمنين (ع): «بأرضٍ عالِمُها مُلجَمٌ و جاهِلُها مُكَرَّم.» (نهج البلاغه، خطبه ٢) يَقتُلُونَ الأنبياء: مىكشند پيمبران را. مأخوذ است از آيه «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ: آن بدان سبب بود كه آنان به نشانههاى خدا كافر مىشدند و پيمبران را به ناروا مىكشتند.» (آل عمران، ١١٢) راه گُم: گمراه.
سَفَه: نابخردى.
إنَّا تَطَيَّرنا بِكُم: مأخوذ است از آيه «قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَ لَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ: گفتند ما شما را به فال بد بگرفتهايم، اگر باز نايستيد البته سنگسارتان مىكنيم و از ما به شما شكنجههاى دردناك خواهد رسيد.» (يس، ١٨) (براى اطلاع از احوال اين رسولان كه فرستادگان عيسى (ع) بودند نگاه كنيد به: تفسيرها، ذيل همين آيه. و مخصوصاً: كشف الاسرار، ج ٨، ص ٢٠٩ به بعد.) مَصلُوب: دار زده.
او: (ضمير) راجع به ترسا.
امان انگيختن: امان خواستن. (بعض شارحان انگيختن را به معنى بريدن معنى كردهاند و ظاهراً خطاست.) خداوند آويخته: كنايت از عيسى (ع).
عصمت: نگاهدارى.
وَ أنتَ فِيهِم: مأخوذ است از آيه وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ: و خدا عذاب نمىكند آنان را چند كه تو در ميان آنانى و خدا عذاب كننده آنان نيست حالى كه آمرزش مىخواهند.» (انفال، ٣٣) اين آيت در شأن رسول ٦ است و مولانا آن را بر عيسى (ع) تطبيق كرده است از آن جهت كه پيمبران همگى مايه امن امّتاند. (در تفسير اين آيه بيان لطيفى از امير المؤمنين (ع) آمده است. نگاه كنيد به: نهج البلاغه، كلمات قصار: ٨٨) قَلّاب: (مبالغت از قلب) كه سكه ناسره زند، كه در زر تقلّب كند.
يوسفان: استعارت از اولياى خدا.