شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٢٥ - فروختن صوفيان بهيمه مسافر را جهت سماع
كرد و آن تقليد راه تحقيق را بر او بست، و عقل او را از جست و جو باز داشت. سپس مىگويد در دوستى و باز گفتن حقيقت بايد چون ترازو و آينه بود كه آن چه در كفه ترازو گذارند به كمال وزن كند و آن چه برابر آينه نگاه دارند نشان دهد، اگر در آينه همچون آدمى طمع مىبود چون آدميان نفاق مىنمود.
|
هر نبيّى گفت با قوم از صفا |
من نخواهم مُزدِ پيغام از شما |
|
|
من دليلم حق شما را مُشترى |
داد حق دلّالِيَم هر دو سرى |
|
|
چيست مُزد كار من؟ ديدار يار |
گر چه خود بو بكر بخشد چل هزار |
|
|
چل هزار او نباشد مُزد من |
كى بود شِبهِ شَبَه دُرِّ عدن |
|
|
يك حكايت گويمت بشنو بهوش |
تا بدانى كه طمع شد بند گوش |
|
|
هر كه را باشد طمع الكن شود |
با طمع كى چشم و دل روشن شود |
|
|
پيش چشم او خيال جاه و زر |
همچنان باشد كه موى اندر بصر |
|
|
جز مگر مستى كه از حق پُر بود |
گر چه بدهى گنجها او حُر بود |
|
|
هر كه از ديدار برخوردار شد |
اين جهان در چشم او مردار شد |
|
|
ليك آن صوفى ز مستى دور بود |
لاجرم در حرص، او شب كور بود |
|
|
صد حكايت بشنود مدهوش حرص |
در نيايد نكتهاى در گوشِ حرص |
|
ب ٥٨١- ٥٧١ من نخواهم مزد پيغام: مأخوذ است از قرآن كريم در آيههاى بسيار از جمله: ٥١ هود؛ ٥٧ فرقان؛ ١٠٩، ١٢٧، ١٤٥، ١٦٤، ١٨٠ شعراء؛ ٨٦ ص؛ ٢٣ شورى.
دَليل: راهنما.
حق شما را مشترى: مأخوذ است از آيه «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ: خدا خريده است از مؤمنان جانها و مالهاى آنان را كه از آنان باشد بهشت.» (توبه، ١١١) داد حق دلّاليم: مأخوذ است از قرآن كريم (در سورههاى فرقان، شعراء، ص). پاسخ پيمبران به منكران كه مزد ما با خداست. و از شما مزدى نمىخواهيم.
هر دو سرى: دو سر خريد و فروخت. دلّالى دو سره آن است كه دلّالان هم از خريدار و هم از فروشنده چيزى ستانند. پيغمبران مزد هر دو سر را از خدا مىگيرند.