شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٩٠ - حلوا خريدن شيخ احمد خضرويه جهت غريمان به الهام حق تعالى
|
خاصه آن مُنفق كه جان انفاق كرد |
حلقِ خود قربانى خلّاق كرد |
|
|
حلق پيش آورد اسماعيل وار |
كارد بر حلقش نيارد كرد كار |
|
|
پس شهيدان زنده زين رويند و خوش |
تو بد آن قالب بمنگر گبروش |
|
|
چون خلف دادستشان جان بقا |
جان ايمن از غم و رنج و شَقا |
|
ب ٣٨٣- ٣٧٨ گفت پيغمبر ...: مأخوذ از حديث «ما مِن يَومٍ يُصبِحُ العِبادُ فِيهِ إلَّا مَلَكانِ يَنزِلانِ فَيَقُولُ احَدُهُما اللَّهُمَّ أعطِ مُنفِقاً خَلَفاً وَ يَقُولُ الآخِرُ اللَّهُمَّ أعطِ مُمسِكاً تَلَفاً: هيچ روز بندگان در آن بامداد نكنند جز آن كه دو فرشته فرود آيد. پس يكى گويد: خدايا انفاق كننده را جايگزينى بخش و ديگرى گويد: خدايا امساك كننده را نابودى (مال) ده.» (احاديث مثنوى، ص ٢٢) و نظير اين روايت با اندك اختلاف در الفاظ، در بحار الانوار (ج ٩٠، ص ٣٨١) از امالى صدوق آمده است و جمله آخر روايت چنين است: «اللَّهُمَّ عَجِّل لِلمُنفِق مالَهُ خَلَفاً وَ لِلمُمسِكِ تَلَفاً فَهذا دُعاؤُهُما حَتَّى تَغرُبَ الشَّمسُ.» ايدر: هميشه، دائماً.
خَلّاق: آفريننده.
اسماعيل وار: اشارت است به داستان اسماعيل (ع) كه چون ابراهيم بدو گفت: در خواب ديدم تو را قربانى مىكنم، ببين چه مىبينى. گفت: پدر آن چه تو را فرمان دادهاند به جاى آر كه مرا از شكيبايان خواهى ديد. (نگاه كنيد به: سوره صافات، آيه ١٠٢) نيارد كردكار: كارگر نشود. در تفسيرها آمده است كه ابراهيم هر چند كارد بر گلوى اسماعيل ماليد نبريد.
شهيدان زندهاند: مأخوذ است از آيه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ: و مپنداريد آنان را كه كشته شدند در راه خدا مردگان، نه زندگاناند نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.» (آل عمران، ١٦٩)
|
چون بريده گشت حلق رزق خوار |
يُرزَقُونَ فَرِحِينَ شد گوار |
|
|
حلقِ حيوان چون بريده شد به عدل |
حلقِ انسان رُست و افزونيد فضل |
|
٣٨٧٣- ٣٨٧٢/ ١ خلف: جايگزين، عوض.