شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٠ - التزام كردن خادم تعهد بهيمه را و تخلف نمودن
دماغى، خبط دماغ به كار رفته است.
راهرو: معبر، گذرگاه، رهگذر. «ورشان نوحه كند بر سر هر راهروى» (منوچهرى) گو: گودال.
واقِعَه: در لغت آن چه رخ دهد، و در اصطلاح صوفيان امور غيبى كه اهل خلوت بينند.
ليكن در اين بيت به معنى خواب است. ناخوش واقعه: خواب بد و خواب آشفته، و در آن تلميحى است به سوره واقعه به مناسبت ذكر و القارعه. و از خواص سوره واقعه اين است كه هر كس هر شب آن را بخواند به تنگدستى مبتلا نشود. (كنز العمال، ج ١، ص ٥٩٣، حديث ٢٧٠٠) فاتحه: سوره حمد. نخستين سوره از قرآن كريم.
القارعه: سوره صد و يكم از قرآن كريم. هر كس اين سوره را بخواند خدا در قيامت ترازوى او را به نيكى گران گرداند. (كشف الاسرار، ج ١٠، ص ٥٩١) در پايان داستان قسمت نخستين از داستان عيسى (ع)، بدين نكته اشارت كرد كه از آن كس كه طينت او با خباثت سرشته است توقع نيكى نبايد داشت، هر چند ظاهر او خوب و سخنش فريبنده باشد. نمونه آن تيمارگر خانقاه است كه با سخنان چرب صوفى را بفريفت و هر چه صوفى از او خواست، وعده بهتر آن را داد لكن در عمل هيچ كارى نكرد و خر را گرسنه و تشنه رها كرد و در اين داستان اشارت است به تسويلات شيطان و فريبكارى او كه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً: آنان را وعده (دروغ) مىدهد و به آرزو در مىافكند و وعده ندهد شيطان آنان را جز فريب.» (نساء، ١٢٠)
|
گفت چاره چيست ياران جَستهاند |
رفتهاند و جمله درها بستهاند |
|
|
باز مىگفت اى عجب آن خادمك |
نه كه با ما گشت هم نان و نمك |
|
|
من نكردم با وى الّا لطف و لين |
او چرا با من كند بر عكس كين |
|
|
هر عداوت را سبب بايد سند |
ور نه جنسيّت وفا تلقين كند |
|
|
باز مىگفت آدم با لطف وجود |
كى بر آن ابليس جورى كرده بود |
|
|
آدمى مر مار و كژدم را چه كرد |
كو همىخواهد مر او را مرگ و دَرد |
|
|
گرگ را خود خاصيت بدريدن است |
اين حسد در خلق آخر روشن است |
|
|
باز مىگفت اين گمان بد خطاست |
بر برادر اين چنين ظَنّم چراست |
|