شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥ - مقدمه مولانا
الاستفتاح نصرت خواستن.» (مقالات شمس، ج ٢، ص ٢٣٧ و ٣٦١) و مىتوان گفت غرض مولانا از استفتاح، مبارك بودن روز است.
در باره علت سرودن اين بيتها، چنان كه در پايان دفتر اول (در شرح بيتهاى ٣٩٩٠ به بعد) نوشته شد، گفتهاند چون زن حسام الدين چلبى در گذشت و حسام الدين را افسردگى فرا گرفت، مولانا از غايت محبتى كه بدو داشت سرودن مثنوى را رها كرد. افلاكى در اين باره چنين مىنويسد: «و چون مجلّد اوّل به اتمام رسيد حضرت چلبى به تلاوت ابيات و تصحيح الفاظ و قيود مشغول گشته مكرر مىخواند. از ناگاه حرم چلبى وفات يافته فترتى در آن ميانه واقع شد و از آن سبب از طلب قوت جان و قوت روان تكاسل نمود و در باطن مباركش در هر لحظه حالتى و حيرتى نو ظاهر مىشد كه با چيزى ديگر نمىتوانست پرداختن و همچنان حضرت مولانا چندانى به تواجد و حالات و بيان حقايق و كشف دقايق مستغرق گشته بود كه به حضرت چلبى هم نمىفرمود تا بر اين قصه دو سال تمام بگذشت و حضرت چلبى به تزويج نو رغبت نموده بود و مشغول گشته، از ناگاه طفل جان را گريان يافت و دل حزين را مشتاق شير شيران خدا ديد و دم بدم افغان و خروش دل به گوش هوش او رسيدن گرفت و مىگفت:
|
طفل دل را شير ده ما را ز گردش وا رهان |
اى تو چاره كرده هر دم صد چو من بىچاره را |
|
(ديوان كبير، ب ١٦٢٦) صباحى بر خاست و به حضرت مولانا آمد و سجده عبوديت به اقامت رسانيده، به ايقان درست و اتقان عظيم و ابتهال عاجزانه و نياز مستوفى و ميل متوافر بقاياى كتاب مثنوى را از ضمير منير و خاطر عاطر شيخ عَظَّمَ اللَّهُ ذِكرَهُ بىترجمان زبان و تصديق بيان استدعا كردن گرفت و همانا كه حضرت مولانا بر موجب «وَ مَا الإحسانُ الّا بِالتَّمامِ» از عميم مرحمت خود در بسيط بساط موايد فوايد معانى شروع فرمود. اين كلمات را كه ديباچه مجلّد دوم است املا كرد. بر اين ترتيب كه بيان سبب تأخير افتادن انشاى اين نيمه دوم از كتاب مثنوى نَفَعَ اللَّهُ بِهِ قُلوبَ العارِفين ...» (مناقب العارفين، ج ٢، ص ٧٤٣- ٧٤٤) مرحوم فروزانفر نوشته است: «چون مجلّد اوّل به انجام رسيد حرم حسام الدين در گذشت و او پراكنده دل و مشغول خاطر گرديد و طبع مولانا هم كه طالب و مشترى